دارکوب زبله گرسنه است و به غذا نیاز دارد. برای تهیه غذا به پول نیاز است و برای به دست آوردن پول، به شغل احتیاج دارد. بنابراین او برای فروشندگی بیمه درخواست میدهد و تلاش میکند به دولی بیمه بفروشد.
صفحه 116
دارکوب زبله گرسنه است و به غذا نیاز دارد. برای تهیه غذا به پول نیاز است و برای به دست آوردن پول، به شغل احتیاج دارد. بنابراین او برای فروشندگی بیمه درخواست میدهد و تلاش میکند به دولی بیمه بفروشد.
وودی شغلی به عنوان شکارچی تمساح پیدا میکند، اما تمساح هم نقشههای مشابهی برای این دارکوب دارد.
شیائو هی، یک ماهی کپور کوچک، از روی پایه پل میپرد و مورد تشویق چهار دوستش قرار میگیرد. مادربزرگش میگوید او تنها زمانی واقعاً توانمند است که بتواند مانند نیاکانش از دروازه اژدها عبور کند.
یک انیمیشن کوتاه کاغذی درباره ژو باجی، شخصیت خوک معروف داستان «سفر به باختر».
دافی تلاش میکند تا پورکی را در نقش پدر تاک متقاعد کند که او واقعاً رابین هود است.
یک گربه اسپانیایی بیشتر به نواختن گیتار فلامنکو علاقه دارد تا تلاش برای گرفتن موشی به نام ال مگنیفیکو (جری). تام با کولهباری از افتخارات قهرمانی جهان در شکار موش از آمریکا میرسد تا شانس خود را امتحان کند.
پروفسور فرانک باکستر و چند دوست پویانماییشده به سوالاتی درباره خون پاسخ میدهند. چه چیزی باعث سرخ شدن آن میشود؟ چرا قلب حیوانات کوچک اینقدر تند میزند؟ و بسیاری سوالات دیگر.
بخشی از مجموعه فیلمهای علمی تحسینشده «شگفتیهای زندگی» ساخته فیلمساز بزرگ فرانک کاپرا (برنده جایزه امی برای بهترین تدوین) که به کودکان درباره قدرت پرتوهای گاما و تابش آموزش میدهد.
المر فاد بار دیگر به شکار خرگوش میرود، اما این بار در قالب یک اپرا. اپرای زیگفرید اثر واگنر با بازی المر در نقش قهرمان اصلی و باگز بانی در نقش برونهیلد. آنها آواز میخوانند، میرقصند و صحنه را به آتش میکشند.
شرکت تلفن معجزه تلاش میکند تا جلوی وودی دارکوب را از نوک زدن و سوراخ کردن تیرهای تلفن خود بگیرد.
جری و تافی پیشقراولان جشن شکرگزاری هستند. ناگهان تام به اتاق غذاخوری نفوذ میکند تا جری و تافی را نابود کند. به این ترتیب، جری، تافی و تام بر سر غذای شکرگزاری با هم میجنگند. در نهایت، آنها توافق میکنند که کل بوقلمون را با هم بخورند، اما تافی تصمیم میگیرد …
دارکوب زبله به پارک ملی یلوستون میرود، جایی که با خرسی مواجه میشود که برای گرفتن غذا از مردم دست به هر کاری میزند.
دارکوب زبله برای ناتهد و اسپلیتر داستان تاثیر دارکوبها بر تاریخ جهان را تعریف میکند.
یک گربه نارنجی نشان میدهد که از سگها متنفر است. وقتی گربه با یک سگ بولداگ بزرگ و بدجنس روبهرو میشود، هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا ضمن آزار دادن سگ، از خشم او در امان بماند. گربه به دستگاهی برمیخورد که به او اجازه میدهد صدایش را تقلید و پرتاب …
تعطیلات دارکوب زبله در کویر توسط یک دانشمند با لهجه آلمانی خراب میشود؛ دانشمندی که فکر میکند روی مریخ فرود آمده است و میخواهد دارکوب زبله را به عنوان یک نمونه آزمایشگاهی با خود ببرد.
تام درست قبل از اینکه صاحبش جورج به سراغ یخچال برود، تکهای از مرغ باقیمانده را میخورد. جورج تهدید میکند که هر حیوانی این کار را کرده باشد، حسابش را میرسد. تام تقصیر را گردن اسپایک سگ میاندازد، اما جری در حین انجام این کار از او عکس میگیرد، دهها نسخه از…
جورج، پسرعموی تام که ترس شدیدی از موشها دارد، به ملاقات او میآید. جری حسابی گیج شده است، زیرا تام و جورج کاملاً شبیه به هم هستند.
تام دوباره در حال تعقیب جری است. موش با دستپاچگی به داخل لانه تایک، تولهسگ بولداگ، پناه میبرد. درست در کنار تایک خوابآلود، پدرش اسپایک خوابیده است. تام بدون فکر، تولهسگ را از خانهاش بیرون میکشد. وقتی اسپایک بیدار میشود و این صحنه را میبیند، هشدار سختی …
ناتهد و اسپلیتر، برادرزاده و خواهرزاده دارکوب زبله، در حال خواندن داستان «شنل قرمزی» هستند و از آنها خواسته میشود تا یک سبد خوراکی را برای مادربزرگ در جنگل ببرند. آنها در راه با یک گرگ ملاقات میکنند.
یک راهزن و اسبش متوجه میشوند که محموله بزرگی از شمش طلا با قطار حمل میشود، بنابراین بلافاصله برای سرقت آن برنامهریزی میکنند. از قضا، دارکوب زبله نگهبان قطار است.
دارکوب زبله سوار بر یک کشتی شکار نهنگ در جستجوی دوپی دیک، نهنگ صورتی است. وقتی نهنگ رویت میشود، کاخدا کشتی دارکوب زبله را با یک قایق پارویی میفرستد تا دوپی را بگیرد. نهنگ کشتی را نابود میکند اما از دارکوب زبله خوشش میآید و آنها با هم به پهنه اقیانوس میزن…
دارکوب زبله یک فروشنده است که تلاش میکند کالاهای خود را به خرسی که در خواب زمستانی است و به شدت عصبانی شده، بفروشد.
باگز و دافی در راه رفتن به ساحل پیزمو گم میشوند و غاری پر از گنج را در صحرای عربستان پیدا میکنند که توسط حسن نگهبانی میشود.
تام و جری باید بارها و بارها به نجات نوزادی بشتابند که پرستار نوجوانش، به جای مراقبت از او، بیشتر به صحبت با تلفن علاقه دارد و توجهی به نوزاد که مدام چهار دست و پا دور میشود، ندارد.
3,392 عنوان، صفحه 116 از 142
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.