برادرزادههای ملوان زبل ترجیح میدهند به جای اسفناج، همبرگر بخورند؛ بنابراین ملوان زبل برخی از ماجراجوییهای گذشته خود را تعریف میکند که در آنها اسفناج نجاتبخش او بوده است.
صفحه 126
برادرزادههای ملوان زبل ترجیح میدهند به جای اسفناج، همبرگر بخورند؛ بنابراین ملوان زبل برخی از ماجراجوییهای گذشته خود را تعریف میکند که در آنها اسفناج نجاتبخش او بوده است.
ملوان زبل و اولیو در آبهای نزدیک میامی در حال استراحت هستند که طوفانی شدید رخ میدهد. این طوفان آنها را به قطب شمال میبرد. خوشبختانه، پنگوئنی از راه میرسد که برای مرکز تجاری پیر تبلیغ میکند؛ اما متأسفانه، پیر به اولیو چشم دوخته است.
فصل شکار است و همه اردکها عاقلانه پنهان شدهاند؛ به جز این جوجهاردک تازه از تخم درآمده که معلوم میشود حریف قدری برای دو شکارچی ناشی و دستوپاچلفتی است.
گربهای که بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفته، واقعاً از زندگی با انسانها متنفر است؛ بنابراین تصمیم میگیرد برای رسیدن به آرامش و سکوت به ماه برود.
جورج و جونیور به دنبال شکار کوچکترین پیگمی جهان هستند.
پس از اینکه دارکوب زبله به جرم ولگردی از پارک شهر بیرون انداخته میشود، تصمیم میگیرد شرایط زندگی خود را بهبود ببخشد. او در روزنامه میخواند که والی والروس میلیونر به دنبال به سرپرستی گرفتن یک نوزاد پسر است، بنابراین لباس نوزاد میپوشد و خود را پشت در خانه وال…
دونالد در گلخانه خود مشغول کار است که متوجه زنبوری میشود که در حال جمعآوری شهد است. دونالد روشهای مختلفی را برای پیدا کردن کندو امتحان میکند و با وجود تلاشهای زنبور برای گمراه کردن او، در نهایت کندو را درون رادیاتور یک ماشین قدیمی پیدا میکند. او عسل را خ…
دونالد داک موقع پختن پنکیک برای صبحانه دچار دردسرهای زیادی میشود؛ چرا که چیپ و دیل مشغول شیطنت و خرابکاری هستند. دونالد نقشههای مختلفی را برای خلاص شدن از دست آنها امتحان میکند، اما آنها بارها و بارها نقشههای او را نقش بر آب میکنند.
دونالد از اتوبوس پیاده میشود و به امید یک خواب خوب شبانه به خانه میرود. در ابتدا، برنامههای او برای استراحت با یک سایهبان پنجره باز که نور یک تابلوی چشمکزن را به داخل میآورد، به هم میخورد. پس از حل آن مشکل، دونالد به خاطر چکهکردن مداوم شیر آب بیدار نگه…
دونالد تلاش میکند خانه به خانه برس بفروشد، اما چون هیچکس متوجه حرفهایش نمیشود، کسی چیزی از او نمیخرد. او به طور اتفاقی با یک دستفروش خیابانی مواجه میشود که قرصهای تقویت صدا میفروشد. قرصها عالی عمل میکنند، اما تعداد آنها محدود است و طبیعتاً آخرین قر…
خانه موشهای بیسرپرست، موش یتیمی به نام نیبلز را میفرستد تا روز شکرگزاری را با جری بگذراند. متأسفانه نیبلز همیشه گرسنه است.
به دارکوب زبله یک نقش سینمایی پیشنهاد میشود، به شرطی که ساعت ۹:۰۰ صبح به استودیو برسد و حتماً باید یک کلاه سیلندری بر سر داشته باشد. تنها کلاه او توسط بیدها خورده شده است، بنابراین او به مغازه کلاهفروشی والی والروس میرود تا یک کلاه جدید بخرد (و برای یکبار …
اولین دوره بازیهای المپیک با حضور هرکول (که شبیه به یک بلوتوی بسیار عضلانی است اما صدایش کمی متفاوت است) آغاز میشود؛ او هر کسی را که بتواند کارهای خارقالعاده او را تکرار کند به چالش میکشد. ملوان زبل طبیعتاً این چالش را میپذیرد. ابتدا آنها با حیوانات مبار…
ملوان زبل با قایق پارویی خود به دنبال کشتی میفلاور حرکت میکند و در نهایت به ساحل پلیموت راک میرسد.
پورکی پیگ و سیلورستر گربه شب را در یک خانه قدیمی و تاریک سپری میکنند، خانهای که وحشتهای آن را فقط سیلورستر میبیند.
در پیست مسابقه، تماشاچیان مختلف (که همگی شبیه گوفی هستند) روی اسبها شرطبندی میکنند. یک گوفی شیک و ثروتمند روی اسب به همان اندازه شیک «اسنپشات ۳» شرط میبندد، در حالی که گوفی معمولیتر روی اسب خسته و رنجور «مو پیره» شرط میبندد. وقتی مسابقه شروع میشود، اسن…
دونالد در حال آماده کردن یک پیکنیک کوچک است که متوجه عبور چند مورچه میشود. او تصمیم میگیرد یکی از آنها را اذیت کند و برای این کار، کلی غذا روی کول مورچه تلنبار میکند. مورچه در نهایت زمین میخورد، اما متوجه میشود که دونالد روی یک گنجینه واقعی از غذا نشسته…
یک زنبور در میان گلهای دونالد در حال پرواز است که متوجه بهشت واقعی از گلها میشود؛ اما این گلها در واقع طرح کاغذ دیواریهایی هستند که دونالد دارد نصب میکند. زنبور از اینکه نمیتواند روی گلها بنشیند کلافه میشود و دونالد هم با استفاده از این گلهای مصنوعی …
به دلیلی، دونالد سرپرستی یک نوزاد را به عهده میگیرد. معلوم میشود که او یک اردک نیست، بلکه یک کانگورو است. دونالد جوی کوچک را به خانه میبرد و سعی میکند او را حمام کند، در حالی که خانم مهربان اداره سرپرستی از پشت تلفن به او میگوید چه کار کند. بعد از حمام، ب…
برادرزادههای دونالد کثیف و خاکی از بازی بیرون به ناهار میآیند. دونالد آنها را میفرستد تا دست و روی خود را بشویند؛ وقتی میبیند کار را سرسری انجام دادهاند، آنها را بدون شام به تختخواب میفرستد. آنها برای به دست آوردن غذا نقشه میکشند؛ دونالد مچ آنها را …
وقتی یک خلبان به دلیل طوفان شدید مجبور به بازگشت میشود، کیسه نامهها را در یک پاسگاه دورافتاده میاندازد تا با سورتمه سگ تحویل داده شود. کیسه نامههای در حال سقوط روی پلوتو فرود میآید و او برای تحویل دادن آن به راه میافتد. او در طول مسیر مدام توسط یک خرگوش …
تام یک گربه ماهیگیر است، جری طعمه زنده اوست و اسپایک سگ بولداگی است که از دریاچه نگهبانی میکند.
جیمینی کریکت میزبان دو انیمیشن کوتاه دیزنی است: «بونگو» درباره یک خرس سیرک که به حیات وحش فرار میکند، و «میکی و لوبیای سحرآمیز» که برداشتی از افسانه معروف لوبیای سحرآمیز است.
یک دزد مرموز، ارزشمندترین دارایی دره سرسبز و شاد، یعنی چنگ آوازخوان را دزدیده است. آیا میکی، دونالد و گوفی میتوانند پاسخ این معما را در قلعه باشکوه ویلی غولپیکر و تندخو در آسمان آبی پیدا کنند؟
3,392 عنوان، صفحه 126 از 142
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.