ملوان زبل و بلوتو به این نتیجه میرسند که زنها دردسر زیادی دارند، بنابراین عهد میبندند که دور آنها را خط بکشند؛ عهدی که حدود پنج ثانیه دوام میآورد، تا اینکه اولیو برای بازدید وارد کشتی میشود. حالا هر دو پسر برای جلب توجه او با هم رقابت میکنند.
صفحه 132
ملوان زبل و بلوتو به این نتیجه میرسند که زنها دردسر زیادی دارند، بنابراین عهد میبندند که دور آنها را خط بکشند؛ عهدی که حدود پنج ثانیه دوام میآورد، تا اینکه اولیو برای بازدید وارد کشتی میشود. حالا هر دو پسر برای جلب توجه او با هم رقابت میکنند.
چهار برادرزاده ملوان زبل سعی میکنند به جای خوردن اسفناج فرار کنند، بنابراین ملوان زبل برخی از فواید آن را نشان میدهد: پیانو زدن، رقصیدن و بوکس تمرینی، اما هر کدام با جمله «ولی ما اسفناج دوست نداریم» مواجه میشود. در نهایت، ملوان زبل آنها را تنبیه بدنی میکن…
وقتی هواپیماهای دشمن به کشتی جنگی که ملوان زبل در آن خدمت میکند حمله میکنند، او به مقابله برمیخیزد.
برف باریده است و دونالد داک میخواهد به سورتمهسواری برود. در همین حال، برادرزادههایش در پایین تپه یک آدمبرفی ساختهاند. دونالد سورتمهاش را به سمت آدمبرفی آنها نشانه میرود و آن را ویران میکند، بنابراین پسرها با قرار دادن یک تختهسنگ در پایین آدمبرفی بع…
رابرت بنچلی طنزپرداز تلاش میکند تا والت دیزنی را پیدا کند و از او بخواهد داستان کوتاهی درباره یک اژدهای مهربان که ترجیح میدهد شعر بخواند تا اینکه وحشی باشد را اقتباس کند. او در این مسیر، از استودیوهای والت دیزنی بازدید میکند و با فرآیند ساخت انیمیشن آشنا می…
دامبو بچه فیل کوچکی است که با گوشهایی بسیار بزرگ و اعتمادبهنفسی بسیار ضعیف به دنیا میآید. اما به لطف دوست کوچکترش، موشی به نام تیموتی، این فیل بندانگشتی یاد میگیرد که بر تمام موانع غلبه کند.
دونالد باید صبح زود بیدار شود، اما به نظر میرسد همه چیز دست به دست هم داده تا او را بیدار نگه دارد. ساعت زنگدار او که با صدای بلند تیکتاک میکند، در برابر چندین تلاش برای ساکت کردنش مقاومت میکند. دونالد در نهایت آن را قورت میدهد؛ صفحه شبنمای ساعت از میان…
میکی به بازی گلف میرود و پلوتو دستیار اوست. پلوتو علاوه بر وظایف معمول دستیاری، به سمت توپ میدود و به آن اشاره میکند. اما وقتی توپ در لانه یک موش کور میافتد، پلوتو وظیفه دیگری پیدا میکند: تعقیب موش کور. آنها در نهایت یکدیگر را در میان چندین سوراخ روی تپه…
پلوتو که به خاطر توجه میکی به یک بچه گربه حسادت میکند، با وسوسههای نیمه شیطانی و فرشته درونش بر سر اینکه آیا باید بچه گربه را پس از سقوط در چاه نجات دهد یا نه، کلنجار میرود. در نهایت نیمه فرشته او پیروز میشود و با پلوتو مانند یک قهرمان رفتار میشود. در پای…
دونالد تصمیم میگیرد همزمان با یک برنامه رادیویی، آشپزی را امتحان کند.
گوفی نگاهی طنزآمیز به مقوله دفاع شخصی در طول اعصار دارد؛ از غارنشینان و شوالیهها گرفته تا دوران جوانمردی و در نهایت ورزش بوکس.
به اولیو تلفن زده میشود که جایزه اول بختآزمایی را برنده شده است. او پس از جستجویی دیوانهوار، بلیط خود را پیدا میکند، اما باد آن را از پنجره به بیرون میبرد. ملوان زبل، کمکش کن!
اولین کارتون از مجموعه «سمفونی سوئین»، حتماً به دنبال حضور کوتاه شخصیتهای دارکوب زبله، اندی پاندا و اسنافی اسکانک در این اثر باشید.
میکی میخواهد مقداری از کیکی که مینی تازه پخته را بخورد، بنابراین پیشنهاد میدهد حیاط او را تمیز کند. در حالی که او مشغول کار است، یک گردباد کوچک (کوچکتر از خودش) که ارادهای از خود دارد از راه میرسد و دردسر درست میکند. پس از اینکه میکی بالاخره گردباد کوچک …
دونالد ولگرد شام را از روی میز پیت پایچوبی میدزدد. پیت به دونالد یک قالب دینامیت میدهد و سپس او را به کار قطع کردن درختان میگمارد. گفتن اینکه دونالد یک چوببر بیعرضه است، حق مطلب را ادا نمیکند. پس از چندین حادثه ناگوار، پیت با واگنهای دستی راهآهن به تع…
وودی وودپکر در حال رانندگی در حومه شهر است و، بگذارید اینطور بگوییم، چندان پایبند به قوانین نیست. او عملاً با درگیر شدن با پلیس راهنمایی و رانندگی که توضیح میدهد به دنبال رانندگان متخلف سرعت غیرمجاز است، برای خود دردسر درست میکند. وودی با رفتن به آلاسکا و ب…
دوستان دارکوب زبله به او هشدار میدهند که موشخرما پیشبینی یک کولاک شدید را کرده است. دارکوب زبله بیخیال و بیتوجه، تصمیم میگیرد با دوستانش به جنوب نرود. طولی نمیکشد که کولاک از راه میرسد و ذخیره غذای این دارکوب حواسپرت را نابود میکند. در حالی که او با …
ملوان زبل به نیروی دریایی آمریکا میپیوندد و در یک نبرد تکنفره دشمن را تارومار میکند، اما نه قبل از اینکه برای فرمانده خود دردسرهای زیادی درست کند.
ملوان زبل میخواهد برای اولیو یک پالتو پوست بخرد، اما پس از درگیری با یک پوستفروش متقلب به نام گیزل، تصمیم میگیرد بهترین راه این است که خودش به شکار خرس برود.
ریپ ون وینکل به دلیل پرداخت نکردن اجارهبها (به مدت بیست سال) از خانه بیرون انداخته میشود. ملوان زبل تصادفی از آنجا رد میشود و این مرد خوابآلود را با گاری به خانه میبرد، اما به زودی متوجه میشود که ریپ مشکل راه رفتن در خواب دارد و این موضوع هر دوی آنها را…
پدر ملوان زبل بدون اینکه به او بگوید، شغل نشستن روی میله پرچم بالای یک ساختمان بلند را قبول میکند. ملوان زبل برای نجات او میرود، اما پدرش تا زمانی که طوفان رعد و برق شروع نشود، حاضر به پایین آمدن نیست.
پورکی که پس از نابود شدن کشتیاش توسط یک طوفان سهمگین در یک جزیره سرگردان شده است، با یک بومی آفریقایی مهربان ملاقات میکند. آنها خانهای میسازند و پورکی شروع به کاوش در جزیره میکند. در طول مسیر او، شاهد شوخیهای تصویری مختلفی هستیم.
پورکی که در پشت صحنه یک تئاتر کار میکند، مورچه کوچکی را که در قفس پیدا کرده آزاد میکند، اما متوجه میشود که آن یک مورچه کوتوله آموزشدیده کمیاب و ارزشمند است.
خانم اردک در دادگاه قاضی پورکی پیگ، دادخواست طلاق خود از دافی را ارائه میدهد و همسرش را متهم میکند که تخممرغشان را در یک شعبدهبازی ناموفق گم کرده است.
3,392 عنوان، صفحه 132 از 142
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.