داستانی بدون کلام درباره مردی که در تختخواب خود با لباسهایش (از جمله یک جلیقه چهارخانه) بیدار میشود. او بلند میشود، صورتش را میشوید، موهایش را شانه میکند و برای کار به مغازه کپیشاپ آن طرف خیابان میرود. او ناخواسته از دست خود کپی میگیرد و سپس دستگاه شرو…