ملوان زبل محموله ارزشمند و مورد نیاز اسفناج خود را به بریتانیا میرساند، با وجود تلاشهای یک زیردریایی نازی برای غرق کردن کشتی او.
صفحه 42
ملوان زبل محموله ارزشمند و مورد نیاز اسفناج خود را به بریتانیا میرساند، با وجود تلاشهای یک زیردریایی نازی برای غرق کردن کشتی او.
فیلمنامه اولیو اویل برای یک فیلم علاءالدین جان میگیرد و ملوان زبل برای به دست آوردن کنترل غول چراغ جادو مبارزه میکند. این اثر، آخرین فیلم از سهگانه رنگی ملوان زبل است.
اولیو ملوان زبل را نزد پروفسور بلوتو میبرد تا کمی آداب معاشرت و رفتار محترمانه یاد بگیرد.
اولیو از ملوان زبل میخواهد که سگش «فلافی» را به گردش ببرد، اما ملوان زبل خجالت میکشد زیرا فلافی همانطور که از نامش پیداست، بسیار ضعیف و ناتوان به نظر میرسد. همانطور که انتظار میرفت، وقتی بلوتو و سگ بولداگش از راه میرسند، سگها (و صاحبانشان) با هم درگیر …
سویپیا تمایلی به خوردن اسفناج خود ندارد، بنابراین ملوان زبل برای او از مسابقه فوتبالی میگوید که در جوانی (در برابر بلوتو، با تشویقهای اولیو و امتیاز نگهداشتن ویمپی) بازی کرده بود و خودش هم در آن زمان تمایلی به خوردن اسفناج نداشت.
بلوتو خودش تمام شیشههای یک ساختمان اداری را کثیف میکند تا برای خدمات شیشهشویی خود مشتری جور کند. وقتی به دفتر ماشیننویسی اولیو در طبقه دهم میرسد، اولیو دست رد به سینه او میزند و میگوید ملوان زبل قرار است شیشههایش را تمیز کند. اینجاست که جنگ بلوتو با مل…
ملوان زبل در حال دلدادگی تلفنی با اولیو است که بلوتو سر میرسد. او مکالمه را میشنود، روی خط تلفن شنود میگذارد و خودش را جای ملوان زبل جا میزند. در ادامه، آنها روی سیمهای تلفن بیرون خانه اولیو، یک مبارزه هیجانانگیز روی بند معلق راه میاندازند.
گروه موسیقی ملوان زبل در حال تمرین بخش آغازین پیشنوای «شاعر و دهقان» است (همراه با تلفیقی از آهنگ ملوان زبل و ترانه کار روی راهآهن). استاد بلوتو از خانه بغلی سر میرسد تا رهبری ارکستر و نواختن ویولن را به دست بگیرد و ملوان زبل را ضایع کند. ملوان زبل بسیار بد…
جشنواره ماردی گرا برپاست که شباهت زیادی به یک شهربازی شلوغ دارد. بلوتو یک معرکهگیر و پهلوان است که ادعا میکند پادشاه ماردی گراست و جمعیت زیادی را به دور خود جمع کرده است. ملوان زبل که در همان نزدیکی است، فقط میگوید «من همینیام که هستم» و تماشاچی ندارد، اما…
پیر بلوتو که یک کمپ چوببری را اداره میکند، اولیو را به این دلیل که از اسفناج او خوشش نیامده به رودخانه انداخته است. پاپای او را نجات میدهد و در یک مسابقه چوببری به حساب بلوتو میرسد.
ویمپی دستیار بسیار تنبل و بیعرضهای است، به طوری که اولیو نعلبند او را اخراج میکند. پاپای و بلوتو هر دو تابلوی استخدام دستیار را میبینند و برای به دست آوردن این شغل با هم رقابت میکنند. البته رقابت آنها مغازه را به ویرانی میکشاند.
پاپای اولیو را میبیند که وارد باشگاه پسران قلدر میشود، جایی که او در بخش بیمارستان آن کار میکند. شعار آنها یعنی «میتونی تحملش کنی؟» یک چالش آشکار برای پاپای است. رئیس باشگاه، بلوتو، پاپای را تحت آزمایشهای سختی قرار میدهد و اگرچه او بهتر از بقیه عمل میک…
پاپای میآید تا با اولیو بیرون برود، اما متوجه میشود که او با یک بندباز رفته است. پاپای به دنبال او به سیرک (به مدیریت ویمپی) میرود و میبیند که اولیو بخشی از نمایش است؛ در ادامه یک نبرد هوایی هیجانانگیز آغاز میشود.
پاپای و اولیو که روی یک کلک در آب سرگردان هستند، در جایی که به نظر میرسد آفریقا باشد به ساحل میرسند و بلافاصله با فیلها و گوریلها (و حتی یک گوزن شمالی!) درگیر میشوند. پاپای در نهایت به طور همزمان با کل باغوحش مبارزه میکند؛ البته بعد از اینکه ابتدا یک ق…
«پوپیتو» و «اولیویتا» یک گروه رقص هستند که در کافه ویمپی اجرا میکنند. بلوتو به آنها حسادت میورزد و با متلکپرانی و روشهای دیگر، اجرای آنها را به هم میریزد.
بتی، کوکو و بیمبو یک معجون عجیب و غریب را در نمایش داروفروشی خود به فروش میرسانند.
در حالی که بیمبو و کوکو بتی را تحسین میکنند، آزمایش آنها به یک هیولا تبدیل میشود.
خانه وودی مورد هجوم موریانههای فضایی حریص و سیریناپذیر قرار میگیرد.
اندی در روزنامه میخواند که والی والروس، مامور جمعآوری سگها، دارد میآید تا از هر صاحب سگی مبلغ ۳ دلار مالیات سگ بگیرد. او که تا حدی خسیس است، سگش را در کمد از دید والی پنهان میکند، اما والی پس از ورود به خانه اندی، همچنان به چیزی مشکوک است. او از یک کک آمو…
جری و دوست موش فرانسوی کوچکش در حالی که پادشاه خواب است، مشغول غارت غذاها هستند. آنها او را بیدار میکنند و پادشاه با احضار تام، به او اتمام حجت میکند: یک صدای دیگر از موشها بیاید، سر تام قطع خواهد شد. موشها این موضوع را میشنوند و با هم متحد میشوند تا تا…
بعد از اینکه صاحب تام به او دستور میدهد کثیفکاریهایی را که هنگام تعقیب جری به بار آورده تمیز کند، تام آگهی استخدام گربهای برای همراهی یک پیرزن را میبیند. تام خانه فعلی خود را به امید زندگی بهتر ترک میکند، اما متوجه میشود که آن پیرزن یک جادوگر است.
تام و جری در کلبهای در غرب وحشی هستند. جری مشغول دزدیدن غذاهاست، به همین دلیل صاحب تام به او اجازه غذا خوردن نمیدهد تا زمانی که از شر جری خلاص شود.
در شبی که دونالد داک قول داده بود دیزی را بیرون ببرد، متوجه میشود که کاملاً بیپول است. او که برای هزینههای شب به پول نیاز دارد، آن را از آخرین جایی که میشناسد برمیدارد: قلک سه برادرزادهاش. پس از گردش شبانه، دیزی از این ولخرجِ «پولدار» تشکر میکند، که این…
دونالد در حال گوش دادن به یک برنامه رادیویی است که روش ساخت یک هواپیما از پلاستیک را آموزش میدهد؛ فرآیندی که بسیار شبیه به پختن کیک، کلوچه و درست کردن نان تست است. او هواپیما را برای یک پرواز آزمایشی بیرون میبرد، در حالی که همچنان از راهنماییهای رادیو استفا…
3,392 عنوان، صفحه 42 از 142
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.