فیلم داستان یک افسر پلیس است که به کلانتری شهر ظاهرا آرامی منتقل میشود، اما با کشف بقایای یک جسد، درگیر پروندهای پیچیده میشود و تنها یک هفته فرصت دارد تا معمای این قتل را حل کند و ...
صفحه 39
فیلم داستان یک افسر پلیس است که به کلانتری شهر ظاهرا آرامی منتقل میشود، اما با کشف بقایای یک جسد، درگیر پروندهای پیچیده میشود و تنها یک هفته فرصت دارد تا معمای این قتل را حل کند و ...
فیلم داستان دانشجویی است که تصمیم میگیرد جشنوارهای قدیمی را که در دانشگاه ممنوع شده بود، دوباره برگزار کند، اما این کار، او را وارد رقابتی شدید با گروههای رقیب و افراد بانفوذ دانشگاه میکند و جشنی که قرار بود نماد همبستگی باشد، به میدان درگیری و تعقیبوگریز…
در پسزمینه تاریک هوای آخرالزمانی دهلی نو و خشونتهای رو به افزایش، دو برادر زندگی خود را وقف محافظت از یکی از قربانیان این دوران پرآشوب میکنند: پرندهای شکاری به نام کورکور سیاه.
یک مرشد مذهبی سرگردان، یک وکیل بیوه و کوچکترین دخترش را مرید خود میکند که این کار باعث عصبانیت دوستدختر دختر یعنی ساتیا و همچنین نیباران همیشه شکاک میشود.
فیلم داستان قسمت اول را دنبال میکند؛ جایی که ویرا و کیرتی در حال ایجاد تعادل بین بچهداری و حرفه کشتیگیری کیرتی هستند و با جابجایی نقشها، ویرا مسئولیتهای خانهداری بیشتری را بر عهده میگیرد و ...
روما سینگ، روزنامهنگار و دختر یک زندانبان است. او در حین بازدید از زندان، توسط برخی از زندانیان مورد آزار قرار میگیرد و زندانی دیگری به نام ویشال آگنیهوتری به کمک او میآید. روما متوجه میشود که ویشال به جرم چهار قتل در زندان است و تصمیم میگیرد بیشتر تحقیق …
هیرا که در کودکی رها شده و تحت سرپرستی یک مرد دائمالخمر به نام گانگو گانپات قرار گرفته است، نام خود را از روی یک سگ ولگرد انتخاب میکند و در سنین جوانی با سختیهای زندگی دستوپنجه نرم میکند. سالها بعد، او که اکنون مرد جوانی شده، برای ماهندار سینگ کار میکند…
آرون یک نقاش هنر مدرن گوشهگیر و تنها است. شای یک بانکدار آمریکایی است که برای بازدید به بمبئی آمده است. مونا نیز یک پسر رختشوی است که در نزدیکی آرون و یاسمین زندگی میکند. این فیلم درباره این چهار شخصیت از طبقات مختلف جامعه و چگونگی گره خوردن زندگی آنها به …
رویاروییهای دو نفر که در موقعیتهای مختلف، از دوستانه و خصمانه گرفته تا عاشقانه، بارها به پست یکدیگر میخورند. در طول سالیان متمادی و برخوردهای بیشمار، این دو بدون هیچ ترتیب خاصی، از یکدیگر متنفر میشوند، با هم دوست میشوند و در نهایت عاشق یکدیگر میشوند.
راهول، کارگردان یک گروه رقص موفق، نیشا را بهترین دوست خود میداند، هرچند نیشا مخفیانه و دیوانهوار عاشق اوست. در این میان، راهول عاشق پوجا میشود که با آجی نامزد کرده است.
داستان جوانی اهل رایالاسیما به نام کاناکاراجو را دنبال میکند که زندگیاش با ورود یک کشتی از کره زیر و رو میشود؛ کشتیای که روحی را با خود میآورد که بدن او را تسخیر کرده و او را به کاناکاراجو کرهای تبدیل میکند.
923 عنوان، صفحه 39 از 39
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.