عزیز دردانه داستان راجو، مردی مهربان است که با مادر معلولش زندگی میکند. یک روز راجو در راه رفتن به مصاحبه کاری، جان یک مالک ثروتمند کارخانه نساجی را نجات میدهد و او نیز به راجو شغلی در کارخانهاش پیشنهاد میکند. این کارخانه توسط دختر جاهطلب او، شیتال اداره …