کارول وایت، یک زن خانهدار در لسآنجلس اواخر دهه ۱۹۸۰، به بیماری ناتوانکنندهای مبتلا میشود که هیچ تشخیص مشخصی برای آن وجود ندارد.
صفحه 3
کارول وایت، یک زن خانهدار در لسآنجلس اواخر دهه ۱۹۸۰، به بیماری ناتوانکنندهای مبتلا میشود که هیچ تشخیص مشخصی برای آن وجود ندارد.
تام و لولا که با سیستم ایمنی آسیبدیده متولد شدهاند، محکوم به زندگی در انزوا و محبوس در حبابهای پلاستیکی جداگانه هستند. با این حال، نه اورتان سرد و نه تکنسینهای بیاحساس بیمارستان نمیتوانند روحیه فریبنده این خواهر و برادر تسلیمناپذیر را سرکوب کنند.
در آربورویل کالیفرنیا، سه دانشآموز دبیرستانی تلاش میکنند تا از شهر خود در برابر یک موجود فضایی ژلاتینی که هر چه را لمس میکند میبلعد، محافظت کنند.
یک کارگر استرالیایی که بر اثر نشت مواد در یک نیروگاه هستهای آلوده شده است، همراه با یک زن پنهان میشود و تلاش میکند به مردم هشدار دهد.
مسافران یک قطار اروپایی در معرض یک بیماری مرگبار قرار گرفتهاند و هیچکس اجازه خروج آنها را از قطار نمیدهد.
ارتش تلاش میکند تا ویروسی ساخته دست بشر را که باعث مرگ و جنون دائمی مبتلایان میشود و یک شهر کوچک در پنسیلوانیا را فرا گرفته است، مهار کند.
یک عفونت جدید که صرفاً باعث میشود مردم احساس شادی کنند، توسط مقامات به عنوان یک تهدید تلقی میشود؛ در حالی که «قربانیان» آن تلاش میکنند تا این بیماری را به دیگران نیز سرایت دهند.
پس از یک مهمانی شام مجلل، مهمانان متوجه میشوند که قادر به ترک خانه نیستند؛ و در طول چند روز آینده، تمام تظاهرها و پرستیژهای اجتماعی و ساختگی آنها فرو میریزد و تا حد زندگی حیوانی سقوط میکنند.
در یک جزیره یونانی در طول جنگ سال ۱۹۱۲، چندین نفر به دلیل قرنطینه طاعون گرفتار شدهاند. اگر این نگرانی کافی نیست، یکی از آنها که پیرمردی روستایی و خرافی است، به زن جوانی شک میکند که شاید یک دیو خونآشام باشد.
به دلیل احتمال شیوع بیماری وبا در کشتی، مسافران مجبور میشوند در پاگو پاگو پیاده شوند؛ روستایی کوچک در جزیرهای در اقیانوس آرام که در آن بیوقفه باران میبارد. در میان مسافران سرگردان، سدی تامپسون که یک روسپی است و آلفرد دیویدسون، یک مبلغ مذهبی متعصب که سعی در…
58 عنوان، صفحه 3 از 3
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.