خونآشامها از سایهها بیرون آمده و مانند شهروندان عادی زندگی میکنند. دو پلیس که یکی از آنها خونآشام است، مامور میشوند تا یک قاتل زنجیرهای را ردیابی کنند که گلوی قربانیانش را میدرد و خون آنها را میمکد.
صفحه 11
خونآشامها از سایهها بیرون آمده و مانند شهروندان عادی زندگی میکنند. دو پلیس که یکی از آنها خونآشام است، مامور میشوند تا یک قاتل زنجیرهای را ردیابی کنند که گلوی قربانیانش را میدرد و خون آنها را میمکد.
آنتوان جوانی است که میخواهد وارد طبقه مرفه شود و برای ورود به یک مهمانی اختصاصی، نام یک اشرافزاده مرموز را به زبان میآورد. این نام، یعنی جردن، باعث میشود دو بادیگارد تنومند او را به دفتر میزبان یعنی فون بولو ببرند. فون بولو اعتراف آنتوان به دروغگویی را نمی…
اف. دبلیو. مورنائو، کارگردان سینما، پیمانی فاوستی با یک خونآشام میبندد تا او را متقاعد کند در فیلم سال ۱۹۲۲ او به نام «نوسفراتو» بازی کند.
وقتی تیمی از دزدان مجهز به فناوریهای پیشرفته به یک گاوصندوق فوق امنیتی دستبرد میزنند، آثار هنری گرانبها پیدا نمیکنند؛ بلکه با مقبرهای مواجه میشوند که به مدت ۱۰۰ سال باز نشده است.
بر اساس کتابهای محبوب، این داستان درباره تونی است که میخواهد دوستی داشته باشد تا کمی ماجراجویی به زندگیاش اضافه کند. چیزی که او پیدا میکند رادولف است، یک بچه خونآشام با اشتهای خوب. این دو در نهایت جداییناپذیر میشوند، اما سرگرمی آنها زمانی کوتاه میشود …
در این داستان واقعی از زندگی ولاد سوم، با مرد پشت این افسانه آشنا شوید؛ کسی که شهرت بیرحمانه و ظالمانهاش به عنوان یک جنگسالار تشنه به خون، به پایهای برای اسطوره دراکولا تبدیل شد.
داستان فیلم در صد سال پیش میگذرد؛ جایی که جانی مادرید، یک یاغی فراری، پس از فرار معجزهآسا از چنگال مرگ، به همراه اسمرالدا، دختر جذاب جلاد، پا به فرار میگذارد.
یک باند از سارقان بانک ناهماهنگ با نقشههایی برای یک سرقت بینقص میلیون دلاری راهی مکزیک میشوند، اما وقتی یکی از آنها وارد میخانهای اشتباه میشود، این گروه سارق دچار عطش خونخواری میشوند.
یک خونآشام در لندن به دنبال زن ایدهآلی میگردد تا او را به رستگاری برساند.
کلیسا تیمی از شکارچیان خونآشام را استخدام میکند تا گروهی از خونآشامها را که به دنبال یک عتیقه باستانی هستند، ردیابی و نابود کنند؛ عتیقهای که به آنها اجازه میدهد در نور خورشید نیز به زندگی خود ادامه دهند.
یک شکارچی خونآشام در جنوب کالیفرنیا متوجه میشود که پسرش توسط گروهی از نامردگان به قتل رسیده است و به همین دلیل راهی سفری برای انتقام میشود.
برای ریچارد دیز، روزنامهنگار بدبین نشریات زرد، واقعیتها همیشه عجیبتر از افسانهها هستند. هر تیتر برای او حکم مرگ و زندگی را دارد؛ قاتلان زنجیرهای، آدمرباییهای بشقابپرندهها، داستانهای آزار و اذیت، ضرب و جرح و قتل. برای برخی این داستانها صرفا تخیلاتی م…
یک خونآشام قرن نوزدهمی در تلاش برای انتقام مرگ معشوقهاش، به تعقیب یک ارباب خونآشام قدرتمندتر میپردازد. او در جستجوی این ارباب خونآشام در اروپای شرقی، بسیاری از خدمتکاران و همنوعان او را میکشد و در این میان، فرد دیگری را نیز به نفرین خونآشامی دچار میکن…
دو دختر نوجوان که در طول روز نابینا هستند، با غروب خورشید در خیابانها پرسه میزنند تا عطش خود را به خون فرونشانند.
ریف گاتمن، کارآگاه خصوصی، توسط کاترین که زنی مذهبی و سختگیر است استخدام میشود تا برادر خلافکار و مفقودشدهاش را پیدا کند. سرنخها او را به یک فاحشهخانه میرساند که توسط یک خونآشام هزارساله اداره میشود و به طور مخفیانه توسط رئیس کاترین، یعنی جیمی کارنت که …
وقتی یک وکیل در آستانه درِ خانه خونآشام ظاهر میشود، قربانی جذابیتهای او شده و در جستجوی خون تازه به او میپیوندد. در این میان پروفسور ون هلسینگ وارد میشود که شاید تنها کسی باشد که میتواند کنت را نابود کند.
کارآگاه ریتا ودر به یک پرونده قتل زنجیرهای مرموز منصوب میشود. او پس از بررسی صحنه جرم، که یک کشتی پر از جسد سرگردان در دریا است، با ماکسیمیلیان ملاقات میکند؛ یک پسر خوشگذران و چربزبان اهل کارائیب که مصمم است دل او را به دست آورد.
یک دانشجوی دکترای خونآشام تلاش میکند تا از فلسفه یک همنوع شبگرد پیروی کرده و عطش خود را به خون کنترل کند.
پاییز در نیویورک است. «سم» از دوستدخترش جدا شده و پدرش نیز به تازگی فوت کرده است. او که از دنیا خسته و به شدت مست است، آرامش موقتی را در آغوش «آنا» مییابد؛ خونآشام مرموزی که او را از دوستانش دور کرده و به دام اعتیاد و جنون میکشاند.
یک مدل لباس در دهه ۱۹۳۰ که مالک یک هتل آرت دکو در میامی است، وقتی نامزدش به او خیانت میکند دست به خودکشی میزند. ۶۰ سال بعد، زمانی که قرار است هتل تخریب شود، او در قالب یک خونآشام به زندگی بازمیگردد و با استفاده از جذابیتهای جنسی خود به عنوان طعمه، به دنبا…
میشل که هنوز در بند رادو، خونآشام شیطانی است، مشتاق یادگیری مهارتهای خونآشامی است. در همین حال، خواهرش بکی تلاش میکند او را از چنگال شیطانی او آزاد کند و این بار، کمکی نیز با خود آورده است.
در ادامه قسمت اول «زیرگونهها»، زنی که به تازگی به خونآشام تبدیل شده است، تلاش میکند از دست خونآشام شرور، رادو، که به او علاقه دارد فرار کند. اما او سنگ خون خانواده خونآشام را با خود برده است و اکنون رادو باید او را پیدا کند تا آن را پس بگیرد. در همین حال،…
بافی، دختری موطلایی و پرانرژی، یک تشویقکننده معمولی دبیرستانی است. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که مردی غریبه به او خبر میدهد که توسط تقدیر برای کشتن خونآشامها انتخاب شده است.
ماری خونآشامی است که تشنه خون آدمهای بد است. وقتی او نمیتواند یکی از قربانیانش را که یک رئیس باند خلافکاران خشن است به درستی از بین ببرد، لقمهای بزرگتر از دهانش برمیدارد و با خطری جدید و جاودانه روبرو میشود.
390 عنوان، صفحه 11 از 17
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.