با شروع جنگ در یوگسلاوی، یک افسر ارتش که اصالتاً اسلوونیایی است اما همچنان به یوگسلاوی اعتقاد دارد، تصمیم میگیرد به بلگراد نقل مکان کند. در حالی که کشور در حال فروپاشی است، خانواده او نیز به دلیل عدم پذیرش در محیط جدید، از هم میپاشد.
صفحه 2
با شروع جنگ در یوگسلاوی، یک افسر ارتش که اصالتاً اسلوونیایی است اما همچنان به یوگسلاوی اعتقاد دارد، تصمیم میگیرد به بلگراد نقل مکان کند. در حالی که کشور در حال فروپاشی است، خانواده او نیز به دلیل عدم پذیرش در محیط جدید، از هم میپاشد.
۲۰ داوطلب موافقت میکنند تا در یک آزمایش با دستمزد خوب که توسط دانشگاه تبلیغ شده شرکت کنند. این آزمایش قرار است درباره رفتار پرخاشگرانه در شرایط یک زندان شبیهسازیشده باشد. یک روزنامهنگار متوجه داستانی پشت این آگهی میشود و خود را به عنوان یکی از سوژههای آز…
در این کمدی بلوغ، تیم دانفی زندگی بیهدفی را سپری میکند و روزهایش را به کشیدن حشیش و وقتگذرانی با صمیمیترین دوستش، دراگز دلانی، میگذراند. اما روزهای تنبلی و نشئگی تیم پس از درگیری با قانون به پایان میرسد، چرا که پدر کارگرش تصمیم میگیرد او را به یک مدرسه …
جوزی گلر، یک نویسنده تبلیغاتی جوانسیما در شیکاگو سان تایمز، باید به عنوان دانشآموز در دبیرستان سابق خود ظاهر شود تا درباره فرهنگ نوجوانان امروزی تحقیق کند. جوزی با کمک برادرش راب، به حلقه درونی محبوبترین گروه مدرسه نفوذ میکند. اما او در تحقیقات خود و البته…
وقتی پس از اخراج شوهر، زن به نانآور خانواده تبدیل میشود، خیانت به بخشی از زندگی او بدل میپیوندد.
گای یک مدیر جوان سینمایی است که حاضر است برای موفقیت در هالیوود دست به هر کاری بزند. او کار خود را برای تهیهکننده مشهور، بادی اکرمن، آغاز میکند؛ رئیسی سلطهجو، فریبکار و سنگدل. وقتی گای متوجه میشود که دوستدختر بدبینش، دان، از رابطه جنسی به عنوان ابزاری برا…
یک فعال سیاسی متقاعد شده است که مهمان خانهاش، مردی است که در گذشته او را برای دولت شکنجه داده است.
یک مرد بریتانیایی بیکار در حالی که سفر شبانه خود را در لندن آغاز میکند، خشم خود را بر سر غریبههای بیخبر خالی میکند.
وقتی یک پزشک زن روسی به چنگ نازیها میافتد، خود را در قلعه استیلبرگ زندانی میبیند؛ یک فاحشهخانه مجلل برای مقامات عالیرتبه آلمانی که در آن زنان تحت نظارت یک افسر سادیستی اساس به نام هلگا هورتز قرار دارند. مهارتهای پزشکی این دکتر توجه ستوان نازی، اریک مولر…
سیبری، سال ۱۹۵۳: ایلسا اکنون در یک اردوگاه کار اجباری (گولاگ) کار میکند. ماموریت او «بازپروری ذهنی» کسانی است که با کمونیستها موافق نیستند.
کری وایت، نوجوان گوشهگیر و حساس، با قلدری همکلاسیهایش و آزار و اذیتهای مادر متعصب و مذهبیاش روبرو است. وقتی او شک میکند که دارای قدرتهای ماوراءالطبیعه است، اوضاع مسیری تاریک و خشونتآمیز به خود میگیرد.
یوهان و ماریان با هم ازدواج کردهاند و به نظر میرسد همه چیز دارند. با این حال، خوشبختی آنها ظاهری برای یک رابطه پرآشوب است؛ رابطهای که وقتی یوهان اعتراف میکند با زن دیگری رابطه دارد، متزلزلتر هم میشود. طولی نمیکشد که این زوج از هم جدا شده و به سمت نهایی…
دو برادر مجنون که تحت نفوذ سلطهجویانه مادر دیوانهشان هستند، دختران جوان را میدزدند و آنها را در زنجیر در زیرزمین خود اسیر نگه میدارند؛ جایی که آنها را در معرض «بازیهای» فاسدی قرار میدهند که اغلب به شکنجه و قتل ختم میشود.
یک دامدار بیرحم و دارودستهاش از تفنگهایی با برد بسیار بالا برای کشتن مردانی که همسرش را ربودهاند استفاده میکنند.
دختر جوانی که در حومه فرانسه زندگی میکند، مدام از سوی پدر الکلیاش و اطرافیانش مورد تحقیر و آزار قرار میگیرد.
دو اوباش مسافران قطار متروی اواخر شب در شهر نیویورک را مورد آزار و اذیت و وحشت قرار میدهند.
دختر ثروتمند و بدطینت در یک مدرسه شبانهروزی دخترانه، همکلاسیهای خود را آزار میدهد و در عین حال رابطهای پر تنش با مادرش دارد که پول ارثیه پدر مرحومش را کنترل میکند.
41 عنوان، صفحه 2 از 2
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.