جولی، جوانترین دختر یک بازرگان ورشکسته، برای نجات جان پدرش فداکاری میکند. او به قصری جادویی در جنگل میرود و با «نتوور» روبرو میشود، هیولایی پرندهمانند. همانطور که نتوور عاشق جولی میشود، باید بر غریزه وحشیانه خود برای کشتن او غلبه کند.
صفحه 3
جولی، جوانترین دختر یک بازرگان ورشکسته، برای نجات جان پدرش فداکاری میکند. او به قصری جادویی در جنگل میرود و با «نتوور» روبرو میشود، هیولایی پرندهمانند. همانطور که نتوور عاشق جولی میشود، باید بر غریزه وحشیانه خود برای کشتن او غلبه کند.
یک دختر آمریکایی تازه وارد به یک آکادمی معتبر باله در آلمان، در میان مجموعهای از قتلهای هولناک متوجه میشود که این مدرسه پوششی برای یک فعالیت شوم است.
جولیا لافتینگ، خانهدار ثروتمند، پس از مرگ دخترش ناگهان همسرش را ترک کرده و به خانهای قدیمی و ویکتوریایی در لندن نقل مکان میکند تا زندگی جدیدی را آغاز کند. همه چیز خوب به نظر میرسد تا اینکه غم از دست دادن فرزندش و روح کودکان دیگر به سراغ او میآیند.
یک زوج جوان که برای پیادهروی بیرون رفتهاند، تصمیم میگیرند در یک قبرستان بزرگ قدم بزنند. با تاریک شدن هوا، آنها متوجه میشوند که نمیتوانند راه خروج را پیدا کنند و به زودی ترس بر آنها غلبه میکند.
یک پزشک متوجه میشود که دو فرزند توسط پدرشان عملاً در خانهشان زندانی شدهاند. او تحقیق میکند و شبکهای از روابط جنسی، زنای با محارم و تسخیر شیطانی را کشف میکند.
در این اقتباس از داستان «ووردولاک» نوشته تولستوی، یک بیمار روانی به نام نیکولا، تجربیات وحشتناکی را که هنگام رانندگی در حومه شهر با آنها مواجه شده بود، به یاد میآورد. نیکولا پس از آسیب دیدن خودرویش، برای کمک راهی میشود، اما با خانوادهای مرموز مواجه میشود …
یک زوج تازه ازدواجکرده به شهری کوچک سفر میکنند تا با پسرعموهای عروس، یعنی آخرین بازماندگان خانواده او، در قلعه محل سکونتشان دیدار کنند؛ اما متوجه میشوند که آنها به تازگی درگذشتهاند و اکنون خونآشامها در قلعه ساکن شدهاند.
یک هنرمند در حالی که همراه با همسر جوان و باردارش در یک جزیره دورافتاده آلمانی در تعطیلات به سر میبرد، هنگام مواجهه با امیال سرکوبشدهاش دچار فروپاشی روانی میشود.
در اواخر قرن نوزدهم، در یک روستای کوچک ایتالیایی در کنار یک دریاچه، مجسمهای قدیمی کشف میشود. به زودی مجموعهای از جنایات آغاز میشود و مردم خرافاتی روستا باور دارند که این مجسمه با خود یک نفرین باستانی به همراه دارد.
وقتی یک روزنامهنگار بدبین شرط میبندد که میتواند یک شب کامل را در یک قلعه جنزده زنده بماند، این تصمیم او را وارد سفری پر از عذابهای جنسی، انتقام مردگان متحرک و زنی فریبنده و تاریک میکند که هولناکترین لذتها را تسلیم او میسازد.
کنت کارنشتاین به دنبال پزشکی میفرستد تا به دختر بیمارش لورا کمک کند. پرستار لورا معتقد است که او توسط روح یکی از اجداد درگذشتهاش به نام کارمیلا تسخیر شده است. پس از اینکه یک تصادف کالسکه در بیرون قلعه، زن جوانی را مجبور به اقامت در آنجا میکند، او مجذوب مرگ…
مردی به همراه همسرش، مدعی مالکیت عمارت اجدادی خود میشوند که جد جادوگرش در سال ۱۷۶۵ در آن زنده زنده سوزانده شده بود.
ستوان آندره دووالیه در ساحلی بیدار میشود و با دیدن زنی مرموز روبرو میشود که او را به سمت قلعه گوتیک و مرتفعی هدایت میکند که خانه یک بارون ترسناک است.
پس از آنکه جاناتان هارکر در قلعه دراکولا به او حمله میکند، این خونآشام به شهری در همان نزدیکی سفر میکند و خانواده نامزد هارکر را طعمه خود قرار میدهد. تنها کسی که شاید بتواند از آنها محافظت کند دکتر ون هلسینگ است؛ دوست هارکر و پژوهشگر حوزه خونآشامها که م…
دو مرد در جریان یک طوفان شدید، در عمارت مخروبهای در حومه شهر پناه میگیرند. یکی از آنها ناگهان متوجه میشود که در زندگی گذشته خود از این عمارت دیدن کرده است؛ او داستان زمانی را تعریف میکند که نقاشی به نام آناند بود و عاشق دختری قبیلهای به نام مادهوماتی شد.
یک دختر ساده روستایی اهل کنتیکت توسط یکی از اقوام دورش که یک اشرافزاده زمیندار است، استخدام میشود تا معلم سرخانه دختر جوان او در عمارت باشکوهش در دره هادسن باشد.
در یک شب طوفانی، خدمتکار لالی که برای یک زن بیمار و سالخورده کار میکند، توسط یک قاتل زنجیرهای تعقیب میشود.
یک خواهر و برادر اهل لندن (با بازی ری میلاند و روت هاسی) خانهای ساحلی و ارزانقیمت را بر فراز صخرهای در کورنوال انگلستان خریداری میکنند؛ اما به زودی درمییابند که این خانه بهای ترسناکی دارد و آنها را درگیر یک مثلث عشقی عجیب با ارواح میکند. فیلم «ناخوانده…
الن کرید خدمتکاری است که از لئونورا فیسک، بازیگر بازنشستهای که در حومه انگلستان زندگی میکند، مراقبت میکند. وقتی خواهرهای عجیب و غریب الن به ملاقات او در خانه لئونورا میآیند، تنشها به زودی به قتل منجر میشود.
ندیمه ى جوانى ( فونتین ) در تعطیلات با «ماکسیم د وینتر» ( اولیویر ) صاحب قصر باشکوه ماندرلى آشنا میشود که همسر اولش، « ربکا »، را از دست داده است و با قبول پیشنهاد ازدواج او، بانوى تازه ى ماندرلى میشود؛ اما یاد و خاطره ى « ربکا » روى زندگیشان سایه انداخته …
در یک صومعه با معماری گوتیک، راهبی به نام خاویر با دیدن چهره راهب دیگری به نام خوان، ناگهان تلاش میکند او را با یک صلیب سنگین به قتل برساند. پس از این اتفاق، هر دو مرد روایتهای خود را از داستان یک رقابت عشقی قدیمی که میانشان وجود داشته بازگو میکنند.
69 عنوان، صفحه 3 از 3
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.