یک سازمان جنایتکار به دو بمب هستهای دست یافته است و در ازای عدم استفاده از آنها، باج ۱۰۰ میلیون پوندی به صورت الماس در مدت هفت روز درخواست میکند. سرویس مخفی جیمز باند را به باهاما میفرستد تا بار دیگر جهان را نجات دهد.
صفحه 6
یک سازمان جنایتکار به دو بمب هستهای دست یافته است و در ازای عدم استفاده از آنها، باج ۱۰۰ میلیون پوندی به صورت الماس در مدت هفت روز درخواست میکند. سرویس مخفی جیمز باند را به باهاما میفرستد تا بار دیگر جهان را نجات دهد.
دانشمند دیوانه، دکتر گلدفوت، ارتشی از رباتهای بیکینیپوش اختراع کرده است که برای پیدا کردن مردان ثروتمند و فریب دادن آنها برای واگذاری داراییهایشان برنامهریزی شدهاند. مأمور مخفی، کریگ گمبل و میلیونر، تاد آرمسترانگ برای خنثی کردن نقشه شیطانی او دست به کار …
بریتانیاییها یک آمریکایی و یک قهرمان جنگ را میفرستند تا شاهزاده یک کشور نفتخیز را بربایند و پنهان کنند.
مامور ۰۰۷ با دکتر نو مرموز مبارزه میکند؛ نابغه علمی که کمر به نابودی برنامه فضایی ایالات متحده بسته است. با شروع شمارش معکوس برای فاجعه، باند باید به جامائیکا برود، جایی که با هانی رایدر زیبا ملاقات میکند تا با این شرور جاهطلب در مقر بزرگ جزیرهاش روبرو شود…
یک شبکه جاسوسی کمونیستی در ژاپن به سختی در تلاش است تا با استفاده از آدمربایی، قتل و یک خلبان سابق کامیکازه که تعادل روانی ندارد، در تلاشهای جنگی آمریکا در طول جنگ کره خرابکاری کند. یک مامور مخفی ایالات متحده که خود را به عنوان خبرنگار جا زده است، برای متوقف…
سازمان سیا مایک ترنت خوشگذران را به همراه مامور وی لنگلی، که خود را «پرستار» او جا زده است، به آلاسکا میفرستد تا درباره گزارشهای مربوط به رویت بشقاب پرندهها تحقیق کنند. آنها در ابتدا در یک کلبه شکار مستقر شده و در طبیعت به تفریح میپردازند. اما پس از مدتی…
یک کارشناس بالستیک آمریکایی در ترکیه هدف ماموران نازی قرار میگیرد. مسیر بازگشت امن به خانه با کشتی برای او ترتیب داده میشود، اما او به زودی متوجه میشود که تعقیبکنندگانش نیز در کشتی هستند.
چکسلواکی، مارس ۱۹۳۹، در آستانه جنگ جهانی دوم. در حالی که اشغالگران آلمانی پراگ را تصرف میکنند، اکسل بوماش مخترع موفق به فرار و رسیدن به انگلستان میشود؛ اما کسانی که نیاز دارند دانش او را در خدمت ماشین جنگی نازیها قرار دهند تا نقشههای شوم نابودگر خود را عمل…
مدت کوتاهی پس از شروع جنگ جهانی دوم، یک نوازنده یوکللی به نام جرج، به اشتباه سوار قایق دیگری شده و سر از نروژ (که هنوز اشغال نشده) در میآورد. زنی به نام مری او را با یک مامور اطلاعاتی بریتانیایی اشتباه میگیرد و جرج درگیر تلاش برای شکست دادن ماموران نازی میش…
129 عنوان، صفحه 6 از 6
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.