چارلی، یک ولگرد آواره، به عنوان کارگر فنی در یک سیرک مشغول به کار میشود و به زودی به ستاره نمایش تبدیل میگردد؛ او در این میان عاشق دخترخوانده رئیس سیرک میشود.
صفحه 29
چارلی، یک ولگرد آواره، به عنوان کارگر فنی در یک سیرک مشغول به کار میشود و به زودی به ستاره نمایش تبدیل میگردد؛ او در این میان عاشق دخترخوانده رئیس سیرک میشود.
میکی ماوس در حال هدایت یک کشتی بخار، با ساختن سازهای موسیقی از حیوانات موجود در عرشه، مسافر خود، مینی ماوس را به وجد میآورد.
دختری فقیر در شب سال نو تلاش میکند تا کبریتهایش را بفروشد. او که از سرما میلرزد و موفق به فروش کالاهایش نشده، در گوشهای پناه میگیرد. با کشیدن یک کبریت برای گرم شدن، شعله آن تصاویری از دنیای فراتر را به او نشان میدهد.
یک ژنرال سابق روسیه تزاری و پسرعموی تزار، سر از هالیوود درمیآورد و به عنوان بازیگر سیاه لشکر در فیلمی به کارگردانی یک انقلابی سابق بازی میکند.
پسر تازه فارغالتحصیلشده و ظریف یک کاپیتان جدی و سرسخت کشتی بخار، به ملاقات پدرش میرود که از دوران کودکی او را ندیده است.
لاریتا فیلتون که در یک طلاق جنجالی به ناحق به خیانت متهم شده، به ریوییرای فرانسه فرار میکند. او به زودی عاشق یک جوان انگلیسی به نام جان ویتکر میشود و با نامی مستعار زندگی جدیدی را آغاز میکند. اما وقتی جان او را به خانه میبرد تا با خانواده ناراضیاش آشنا کن…
استن و اولی در نقش انسانهای غارنشین، برای به دست آوردن دل یک زیباروی عصر حجر با هم رقابت میکنند.
خانم هاردی، اولی و استن را از خانه بیرون میکند. آنها سعی میکنند در یک زمین گلف توجه دو خانم جوان را جلب کنند اما در نهایت با دیگر گلفبازان درگیر میشوند.
دانشمند دیوانه، لورل و هاردی را استخدام میکند تا به قبرستان دستبرد بزنند تا جسد لازم برای آزمایشهایش را تامین کند.
استن از دنداندرد شکایت میکند و او و اولی به دندانپزشکی میروند. دندانهای اولی به اشتباه کشیده میشوند. آنها تحت تأثیر گاز خندهآور مطب را ترک میکنند و در جاده با آزار دادن یک پلیس راهنمایی و رانندگی، هیاهوی زیادی به پا میکنند.
الیور ثروتی به ارث میبرد و استن را به عنوان پیشخدمت خود استخدام میکند و شروع به آزار و اذیت او میکند. استن سرانجام شورش میکند و با به راه انداختن جنجال، اسباب و اثاثیه مجلل الیور را نابود میکند.
استن و اولی استخدام میشوند تا خانهای را تنها در یک روز بسازند. وقتی کارشان تمام میشود، پرندهای روی خانه مینشیند و خانه فرو میریزد. طبیعتاً صاحبخانه پولش را پس میخواهد.
پسرها برای یک شبنشینی در شهر مخفیانه بیرون میروند، بیخبر از اینکه همسر استن کوپنهای خرید خانه را با پسانداز مخفیانه استن عوض کرده است. پسرها با دعوت کردن دو دختر به شام در یک باشگاه شبانه شیک، صورتحساب سنگینی بالا میآورند و دردسرهای زیادی به پا میشود.
دو ملوان در مرخصی ساحلی، خودرویی اجاره میکنند و با نامزدهای خود به گردش میروند، اما به زودی در یک ترافیک سنگین با دهها راننده بدخلق گیر میافتند. یک تصادف جزئی، زنجیرهای از تلافیجوییهای فزاینده را آغاز میکند.
استن و اولی تلاش میکنند تا با رفتن مخفیانه به یک بازی پوکر، همسران خود را فریب دهند، اما در عوض با دو زن عشوه گر درگیر میشوند که یکی از آنها دوستدختر یک بوکسور حسود است.
استنلی و اولیور به عنوان اعضای یک گروه موسیقی شهرداری، به نظر میرسد همیشه به جای پیروی از رهبر ارکستر تندمزاج، از دستورات شخص دیگری پیروی میکنند.
دو مرد جوان، یکی ثروتمند و دیگری از طبقه متوسط، که هر دو عاشق یک زن هستند، به خلبانان جنگنده نیروی هوایی آمریکا تبدیل میشوند و در نهایت در طول جنگ جهانی اول به قهرمانان پرواز بدل میگردند. عشق مشترک این دو دوست صمیمی به آن دختر، در نهایت رفاقتشان را به خطر می…
در پاریس دهه ۱۹۱۰، یک کارگر فاضلاب که از مسیحیت ناامید شده است، وقتی با دختری بیخانمان در خیابان روبرو میشود و به او دل میبازد، احساس میکند دعاهایش مستجاب شده است.
زندگی یک زوج مسکویی پس از آنکه به یکی از دوستان قدیمی شوهر اجازه میدهند در خانهشان ساکن شود، دستخوش تغییر میگردد.
یک روز در شهر برلین که در دهه ۱۹۲۰ رونق صنعتی را تجربه میکرد؛ فیلمی که هنوز هم بینشی از شرایط زندگی و کار در آن زمان ارائه میدهد. آلمان تازه از بدترین پیامدهای جنگ جهانی اول کمی بهبود یافته بود، بحران اقتصادی بزرگ هنوز چند سالی فاصله داشت و هیتلر هنوز به یک …
آنها در حال فرار از دست گروهی از جنگلبانان که ولگردها را برای آتشنشانی جمع میکنند، به عمارت مجللی پناه میبرند. صاحبخانه به تعطیلات رفته و خدمتکاران هم حضور ندارند؛ بنابراین هاردی تظاهر میکند که صاحبخانه است و قصد دارد خانه را به یک زوج انگلیسی اجاره ده…
جی. پیدمونت مامبلتاندر متکبر، به استقبال برادرزادهاش میرود که با دامن اسکاتلندی از اسکاتلند آمده است. او بلافاصله برادرزادهاش را نزد یک خیاط میبرد تا یک شلوار مناسب برایش تهیه کند.
زن جوانی برخلاف میل پدرش، برای خرید به یک فروشگاه حراجی فرار میکند. یک پلیس او را تعقیب میکند، اما زن به کمک یک میلیونر مهربان دل پلیس را به دست میآورد. در همین حال، پدرش تلاش میکند تا یک نامه رسواکننده را پس بگیرد.
برای صاحب جدید خانهای که در مجاورت یک تیمارستان قرار دارد، حوادث ناگواری رخ میدهد.
732 عنوان، صفحه 29 از 31
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.