مردی بیسواد و تنها با زنی مسن و اهل مطالعه رابطهای دوستانه و عمیق برقرار میکند.
صفحه 7
مردی بیسواد و تنها با زنی مسن و اهل مطالعه رابطهای دوستانه و عمیق برقرار میکند.
سندی پس از کشف خیانت همسرش، حومه شهر را ترک کرده و به شهر نقل مکان میکند. در آنجا، او با آرام دوست میشود؛ مردی که همسرش فقط برای گرفتن گرین کارت با او ازدواج کرده بود. سندی آرام را به عنوان پرستار بچههایش استخدام میکند و طولی نمیکشد که آرام و سندی متوجه م…
هوبرت، یک جوان ۱۷ ساله جسور، به خاطر رابطه عشق و نفرت با مادرش که هر روز بیشتر او را در خود میبلعد، گیج و پریشان است. پس از پشت سر گذاشتن سختیهای دردناک و اتفاقات تراژیک، هوبرت مادرش را در سواحل رودخانه سن لوران پیدا میکند؛ جایی که در آن بزرگ شده بود و جایی…
برادران دوقلو، جرد و سایمون گریس، به همراه خواهرشان مالوری و مادرشان به عمارت قدیمی و مخروبه اسپایدرویک نقل مکان میکنند و در آنجا ناگهان به درون دنیایی موازی و پر از پریها و موجودات جادویی کشیده میشوند.
لوسآنجلس، ۱۹۲۸. وقتی کریستین کالینز، مادری مجرد، راهی کار میشود، پسرش بدون هیچ ردی ناپدید میگردد. پنج ماه بعد، پلیس مادر و پسر را به هم میرساند. اما وقتی کریستین شک میکند پسری که به او بازگردانده شده فرزند خودش نیست، تلاش او برای کشف حقیقت، دنیایی از فساد…
شارلوت کارترایت، زنی ثروتمند و اشرافی، و دوست عزیزش آلیس پرات، زنی از طبقه کارگر با اصول اخلاقی والا، چندین دهه است که دوستی پایداری دارند. اخیراً زندگی آنها دچار آشفتگی شده است، چرا که روابط نامشروع فرزندان بزرگسالشان، کارهای تجاری غیراخلاقی و یک راز تاریک،…
جوانا که به تازگی طلاق گرفته است، تصمیم میگیرد به همراه دخترش به شهری که در آن متولد شده بازگردد. او در آنجا با ملاقات با معشوق سابقش که اکنون ازدواج کرده است، با خاطرات گذشته روبرو میشود.
برندا، مادری مجرد که در مرکز شهر شیکاگو زندگی میکند، سالهاست که برای تامین مخارج زندگی و دور نگه داشتن سه فرزندش از خیابانها تلاش میکند. وقتی او بدون هیچ هشدار قبلی اخراج میشود، برای اولین بار امیدش را از دست میدهد؛ تا اینکه نامهای به دستش میرسد که خبر…
مادری عاشق مردی جوانتر از خود میشود، در حالی که دخترش برای اولین بار طعم عشق را تجربه میکند.
داستان واقعی یک زن خانهدار حومهنشین به نام گرترود بانیجفسکی که در دهه ۱۹۶۰ یک دختر نوجوان را در زیرزمین خانه خود در ایندیانا زندانی کرده بود.
ویل در حالی که به دنبال راهی برای فرار از دست خانوادهاش میگردد، با لی، قلدر مدرسه، مواجه میشود. لی با یک دوربین فیلمبرداری و نسخهای از فیلم رامبو، قصد دارد حماسه اکشن و ویدیویی خودش را بسازد.
زک که مجبور شده از رویاهایش برای رفتن به دانشکده هنر دست بکشد، برای حمایت از خواهر و خواهرزادهاش به کارهای بیسرانجام و کمدرآمد مشغول است. او در حالی که زندگی خود را زیر سوال میبرد، نقاشی میکشد، موجسواری میکند و با صمیمیترین دوستش، گیب، وقت میگذراند. و…
این فصل، فصل برآورده شدن آرزوهاست. اگر همه چیز طبق نقشه یک پسربچه پیش برود، او ممکن است این کریسمس را در کنار یک پدر جدید جشن بگیرد. سارا آرمسترانگ از زمان مرگ همسرش، وقت خود را بین کار در یک مرکز خدمات اجتماعی و مراقبت از پسر نه سالهاش، جسی، تقسیم کرده است. …
مادیا، بزرگ خاندان جنوبی، کارهای زیادی روی سرش ریخته است. خواهرزادههایش، ونسا و لیزا، در روابط خود دچار مشکل شدهاند؛ ونسا به همراه دو فرزند خردسالش به خانه مادیا نقلمکان میکند و لیزا نیز با مردی کنترلگر نامزد کرده که مادرش برای او انتخاب کرده است. علاوه ب…
وقتی پدربزرگ ثروتمند جیسون استیونز سرانجام فوت میکند، جیسون کاملاً انتظار دارد که در زمان خواندن وصیتنامه سود کلانی ببرد. اما به جای یک ارثیه هنگفت، پدربزرگ برای او یک آزمون به جا گذاشته است؛ مجموعهای از وظایف که جیسون باید قبل از رسیدن به هرگونه پولی، آنه…
یک زن و دخترش در یک اقامتگاه بینراهی با یک افسانه مرگبار روبرو میشوند.
«زوني» (کاجول)، دختري کشميري که از کودکي بينايي اش را از دست داده، با مردي به نام «ريحان» (عامرخان) ازدواج مي کند. «ريحان» راهي براي درمان «زوني» مي يابد اما وقتي پس از عمل، «زوني» چشم هايش را باز مي کند، ساعتي از کشته شدن «ريحان» در يک عمليات تروريستي گذشته ا…
یک ماساژور که به دنبال غلبه بر اعتیاد خود و برقراری ارتباط مجدد با پسرش است (پسری که پدرش یک انسانشناس در آمریکای جنوبی است و روی قبیله یانومامی تحقیق میکند)، برای زندگی به خانه یک مشتری ثروتمند قدیمی در نیوجرسی نقل مکان میکند.
زوئی مادر مجردی است که با چهار فرزندش در دارتفورد زندگی میکند. او فقیر است و توانایی خرید غذا را ندارد. یک روز عشق قدیمیاش از آنجا رد میشود و از او میخواهد که با هم به قرار بروند. زوئی که میترسد او نخواهد با زنی بچهدار بیرون برود، دروغ میگوید و به او می…
ماریسا ونتورا مادر مجرد و سختکوشی است که در یک هتل مجلل در منهتن کار میکند و رویای زندگی بهتری را برای خود و پسر کوچکش در سر میپروراند. در یک روز سرنوشتساز، کریستوفر مارشال، مهمان هتل و نامزد مجلس سنا، با ماریسا ملاقات میکند و او را با یک زن ثروتمند و سرش…
زندگی یک مادر بیوه و پسرش با ورود یک غریبه مرموز به زندگیشان دستخوش تغییر میشود.
آنتونیو یک فرشته سقوطکرده است؛ رانندهای بیریشه که تنها با قهرمانان تنها در رمانهای علمیتخیلی که با آنها بزرگ شده، همزادپنداری میکند. او تنها از طریق ملاقاتی تصادفی با ماریا، زنی که برای حفظ دختر و کسبوکارش میجنگد، امیدی را کشف میکند که در زندگی منزوی…
پاتریک و الیزابت ولش به نظر خانواده بینقصی دارند، اما زندگی آرام آنها زمانی متزلزل میشود که پاتریک به اختلاس متهم میشود. چند ماه بعد، او یک یادداشت خودکشی از خود به جا میگذارد و همه فرض را بر مرگ او میگذارند. ده سال بعد، الیزابت و دو پسرش با ادعای مقامات…
زندگی یک مادر مجرد پس از بازگشت برادر کوچکترش به شهر، که زندگی آشفتهای دارد و بهندرت دیده میشود، دچار بحران و دگرگونی میشود.
216 عنوان، صفحه 7 از 9
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.