فرگوس، عضو ارتش جمهوریخواه ایرلند، علیرغم هشدارهای همرزمانش جود و مگوایر، رابطه عاطفی غیرمنتظرهای با جودی، سرباز انگلیسی ربودهشده تحت نظرش برقرار میکند. جودی از فرگوس قول میگیرد که به دیدن دوستدخترش، دیل، در لندن برود و وقتی فرگوس به این شهر فرار میکند…