The Delights of the Garden (2025)
افسون باغ
یک نقاش سالخورده با لرزش دستهایش دستوپنجه نرم میکند؛ مشکلی که آیندهٔ حرفهای او را تهدید میکند. او که در آستانهٔ ورشکستگی قرار گرفته، به خانه و استودیوی مشترکشان نزد دوست هنرمند و موفقش نقل مکان میکند. اما ...
کارگردان:
Fernando Colomo
کشور:
اسپانیا
به این فیلم امتیاز بدهید
بازیگران
دانلود فیلم
بهروزرسانی زیرنویس فارسی اضافه شد.
همهی فیلمها و سریالهای مای موویز کامل و بدون سانسور و بدون حذفیات هستن.
نسخه زبان اصلی
فایل کامل فیلم با صدای اصلی (بدون دوبله)
زیرنویسهای فارسی و سایر زبانها (بدون تطبیق نام فایل)
برچسبها
فیلمهای مشابه
دیدگاهها (10)
سینماگرا همیشه با نقاشها لج بودن و همیشه سعی داشتن کارهاشون و مسخره و ساده نشون بدن شاید به خاطر اینه که صدها نفر یک فیلم و میسازن و آخرش انقدری که باید فروشم نمیشه و کلی هم نقد هستش ولی نقاش یک نفره یک نقاشی میلیون دلاری میکشه همه هم میگن عالیه حسادت خلاصه بیداد میکنه
0
سلام و وقت بخیر
با احترام با نظر شما مخالفم، به عنوان یک فیلمساز نمیشه نقش مهم هنر نقاشی در هنرهای دراماتیک و سینما رو نادیده گرفت، حتی آکیرا کوروساوا و تیم برتون نقاش هستن، مگه میشه دکوپاژ کرد ولی از اصول هنرهای تجسمی و نقاشی بی بهره بود، درضمن کلی از پلان ها و سکانس های مطرح سینما وامدار نقاشی نقاشان نامداره و کمپوزیسیون و رعایت نقاط طلایی و فضا و نور و رنگ از تابلوهای نقاشی الهام گرفته شده، که با یه سرچ کوچیک میتونین سندیت کلام بنده رو تایید بفرمایید، اگر در سینمای ما کاستی ای وجود داره این به دلیل کمبود سواد بصری امثال بنده و عزیزانه و نه تنها با نقاش ها لجاجتی نداریم که حتی همسر بنده و بیشتر دوستانم نقاش هستن، بنده به شخصه اگر هر چند وقت یکبار به موزه هنرهای معاصر نرم و نقاشی نبینم دچار افت شارژ میشم
با احترام با نظر شما مخالفم، به عنوان یک فیلمساز نمیشه نقش مهم هنر نقاشی در هنرهای دراماتیک و سینما رو نادیده گرفت، حتی آکیرا کوروساوا و تیم برتون نقاش هستن، مگه میشه دکوپاژ کرد ولی از اصول هنرهای تجسمی و نقاشی بی بهره بود، درضمن کلی از پلان ها و سکانس های مطرح سینما وامدار نقاشی نقاشان نامداره و کمپوزیسیون و رعایت نقاط طلایی و فضا و نور و رنگ از تابلوهای نقاشی الهام گرفته شده، که با یه سرچ کوچیک میتونین سندیت کلام بنده رو تایید بفرمایید، اگر در سینمای ما کاستی ای وجود داره این به دلیل کمبود سواد بصری امثال بنده و عزیزانه و نه تنها با نقاش ها لجاجتی نداریم که حتی همسر بنده و بیشتر دوستانم نقاش هستن، بنده به شخصه اگر هر چند وقت یکبار به موزه هنرهای معاصر نرم و نقاشی نبینم دچار افت شارژ میشم
1
نظر من به عنوان یک تماشاچی هستش در این چند ساله بجز فیلم دوره آبی ژاپنی که اشاره به یک فیلمساز ژاپنی کردین شما هم که آنها برای نقاشی احترام قائل هستن ولی در 10 سال گذشته تمام فیلمهایی که ساخت شده حتی مستند ما این تحقیر شدن هنرمند و دیدم این که کلمه هنر در غرب به معنای هنر در ایران امروز نیست و ااین کلمه ارتقاع قدرت پیدا کرده و گالریدارهای بزرگ مثل کریستی و موزها و حراجیهای جهانی برگ اعتبار میزنن به یک نقاشی و اون و دارای ارزش میلیونی میکنن مثل اسکناسی که یک کاغذ و وقتی بانک مرکزی تایید میکنه ارزش مالی پیدا میکنه این از نظر جامعه سینما در این چند سال دائما تحقیر شده و چون جرا در تحقیر این سازمانها و شرکتهای بزرگ ندارن حمله میکنن به نقاش که آره با یک پاشیدن رنگج میلیونی نقاشیش و فروخت و کلاهبرداری هستش و به همین سادگی پول ساختن در همین فیلم میبینید در چندین فیلم دیگر اگر بر ساس تاریخم پایین برید میبینید حتی در مورد ونگوگ هم میبینید شما حساس نبودید به این توهین متوجه نشدید ولی این بحث در محافل هنری و نقاشان همیشه هستش چیزی نیست که فقط من بگم شاید قیمت گذاری بعضی گالریها برای پولشویی و فرار از مالیات باشه ولی همه اینگونه نیست و میشه در نقاشی استاندارد سالها تلاش نقاش و تکنیکها و مهارتهای خاصش و دید ولی این فیلمها منکر اون میشن و بیشترین توهین در بخش نقاشیهای انتزاعی هستش مثال فیلمی که گلشیفته فراهانی بازی کرده بود اسمش یادم نیست یک فرد معلول در کنار یک سیاه پوست خلافکار فرانسوی خلافکار با رنگبازی روی بوم یک اثر تولید میکنه و 9 هزار دلار میفروشه چنین چیزی هرگز در دنیای نقاشی نیست و این توهم و سینما ساخته
1
بله با شما موافقم که متاسفانه سینما نقش بسزایی در تلقین افکار حتی غلط داره چون مثل هر هنری گاهی در اختیار قدرت حاکمه قرار می گیره و وای اگر قدرت، قدرتی توتالیتر باشه، اما بزرگوار از طرفی هم سینما رسالت هایی داره که سینماگران مستقل سعی به بیان اون داره، هنر امروز علمه اما همیشه شیادانی هستن که با شعار هنر سلیقه است سعی به کلاهبرداری دارن و سینما سعی به رسوا کردن اونها داره، متاسفانه بنده هم به تفاوت هنر غرب با ایران اعتقاد دارم چون بسیاری از دوستان هنرمند که سواد لازم و علم لازم رو ندارن سعی دارن با شعار هنر سلیقه است محصول خودشون رو اثر هنری جا بزنن، وقتی یک هنرمند اروپایی یا حتی، هم وطن با علم کامل اثری خلق می کنه مثلا یک نقاش رنگ رو روی بوم میپاشه همیشه در پی معنایی خاصه نه فقط خلق یک اثر تصادفی محض اون به دنبال تبدیل تصاویر عینی به ماهیتی ذهنیه، یا اگر رنگ رو خالص روی بوم میذاره میخواد اون رنگ تجربه ای خاص بشه، بهتر عرض کنم محرکی برای مخاطب، اما در این بین شیادانی هم هستن که از عدم دانش عوام برای فریفتن اونها استفاده می کنن حالا یا با توهم دانایی که بر اونها غالبه یا با علم کامل از کلاهبرداریشون، پس سینما باید اونها رو رسوا کنه، البته در این بین فیلم هایی هم هستن که به زندگی هنرمندان نقاش و آثارشون پرداختن، البته که مثل هر اثر هنری، گاها حقیقت محض نیست و قضاوت فیلمسازهم در اون اثر مشهوده، ممنونم که حوصله کردین و این پیام رو مطالعه فرمودین
0
بحث اینجاست که یک فیلم ساز نمیتونه متوجه این نکته بشه که یک نقاشی اصلا هنر یا هنر نیست حتی اگر ده سالم نقاش باشه و پیدا کردن شیادان نقاشی وظیفه اجتماعی فیلمساز درام و داستانی نیست وظیفه یک مستندساز بی طرف سینما هرگز نمی تونه بی طرف باشه چون سیستمش دیکتاتوری هستش یعنی من این فیلم و با نظر یک گروه خاص که بیشترین تاثیر رهبر گروه داره میسازم میخوای بخواه میخوای نخواه و همینی که هستش اگر حراج کریستی بیاد یک فیلم بسازه و توضیح بده که ساخته مرجع اصلی نه یک فیلمساز که سعی در باطل کردن کل نقاشیهای جهان داره با یک نظریه که ممکن کسی کلاهبرداری کنه با کدام ترازو سنجیدی اصلا میدونی ترازو کجاست هنر غرب امروز دیگه یک مارت و فن تنها نیست یک فرهنگ که ممکن فن و مهارت داشته باشه یا نه هنر ایران اگر یک گاو باشه هنر امروز غرب یک رستوران میتونه فقط غذای گیاهی بده این که این هنر و درک نکنی و بعد قضاوت کنی که چون این رستوران گوشت گاو نداره پس رستوران نیست و کلاهبرداری مسخره سئوال میلیون دلاری این آرت چیست در قدیم مشخص بود ولی امروز پدر به پسر مانند راز کوکا کولا منتقل میکنه جوری که امروز در محافل خصوصی هنر گفته میشه بین 46 تا 123 المان داره که اگر در یک نقاشی رعایت بشه اون نقاشی هنر هست (منظور نشانه های فرهنگ هنر و داره) و قیمت را تازه بعداز بررسی تعادل بین این المانها بدست می اورند خوب یک فیلمساز چطور میتونه به این فرهنگ دسترسی داشته باشه چون سر در نمیاره میگه کلاهبرداری مثل اینکه کسی فرق الماس و با کوارتز نشناسه و بگه فرقش چیه یا کسی که فرق ساعت رولکس و با ساعت دیجیتال فقط نشان دادن زمان بودن حق قضاوت نداره و ما از کجا میفهمیم فیلمساز نمیدونه از نحوه به چالش کشیدنش این که نمیدونه حتی ارزش یک اثر نقاشی ساعتی 4 دلار هستش و براساس میزارن کاری که روی نقاشی شده ارزیابی میشه و در نهایت محاسبه میشه چه میزان رنگ به کار رفته ضربدر دو میشه میشه قیمت نقاشی همه چیز بروی تابلو تعداد لایه ها کشیده شده مشخص اینکه یک موز و به دیوار میچسبانن و 6 میلیون دلار میفروشن شما 6 میلیون و میبینی ولی اون فردی ابتدا از 54 هزار دلار شروع کرده و بعد به 350 هزار دلار و در نهایت به 6 میلیون دلار میرسه و برای اینکار 15 سال فقط موز چسب زده و اون موز سمبل فمنیست و سازنده اثر استادش حداقل 4 دهه فعالیت در همین حوزه داشتن و در آنجا 6 میلیون اثر خریداری میشه بلکه نحوه انجام اینکار خریداری میشه تا در هر کجای دنیا با همین مقیاس بشود دوباره اثر را تولید یا کپی کرد ممکن است یک میلیارد موز با این روش ساخته شود پس مبلغ 6 میلیون دلار رقم بالایی نیست یا هنرمندی که 50 سال زندگیش فقط داره خال میکشه و شما فقط آخرین اثری که بعداز هزاران اثر خلق کرده را میبینید و توجه ندارد که با یک قلم و تمام این دایره ها را بدون نقص کشیده که میلیون دلاری فروش میشه هیچ کلاهبرداری وجود ندارد بجز بحث مالیات و پولشویی که برای دولت قیمت یک تابلو به محض کارشناسای رسمی شدن کاملا مشخص است ولی سینما سعی دارد این و برعکس نشون بده هر سال در دونیا 2 میلیون دانشجوی نقاشی از دانشگاه مدرک میگیرن و چند برابر این بدون تحصیلات آکادمیک نقاش حرفه ای میشوند ولی فقط 1000 نفر در دنیا نقاشیهایشون ارزش چند ده هزار دلاری و فقط 100 نفر ارزش میلیون دلاری پیدا میکند اون صد نفر نوابغ دنیای هنر هستن و نباید در هیچ فیلمی مسخره بشوند آنها باعث بقای فرهنگ بشریت و پیشرفت آن هستند و بشریت بدون آنها بصورت غیر مستقیم نابود میشه این ارزش هنر که باعث ایجاد حس همدلی میشه و بدون این حس بشریت شروع به کشتن همدیگر میکنن و نکته نهایی برای تابلوهایی که فروش بال میشوند یک اصل وجود دارد چه کسی خریده برای چه چیزی خریده و چه کسی تولید کرده این سه اصل بر قیمت تاثیر میزاره یعنی اگر بیل گیس یک اثر و بخواد خود به خود ارزش اون اثر چندبرابر میشه تا یک فرد معمولی چون بیل گیس کارشناسانی داره که اون اثر و تایید کردن و خودش هم یک کلکسیونر حرفه ای هستش و اینکه ممکن یک اثر برای امور خیره فروخته شده باشه که اون وقت در حراج قیمتش ته برابرم فروش میره چون هدف خرید تابلو نیست کار خیره و ر نهایت نقاش ممکن نقاشی خوبی نکشیده باشه ولی اون یک برند حتی نقاشی بدشم فروش میره پس اسم برند تاثیر در قیمت تولید کالا داره اینها کلاهبرداری نیست وقتی برای ارزش گذاری یک تابلو کارشناس 11 سال عمر خودش و در دانشگاه میگذرونه و با تمام بازارهای جهانی ارزشگذاری آشناست اگر همین بحث کلاهبرداری در مورد عملهای جراحی گران قیمت بود تمام دنیا از فیلمساز شکایت میکردن به نظر من به عنوان فیلمساز شاید همین بحثیکه کردیم بتونه به شما ایده ساخت یک فیلم کوتاه برای اصلاح این اشتباه بزرگ جهانی بده مممنون از توجه شما ولی هنر نقاشی سلیقه نیست یک وقت هست که ما نقاشی داریم که یک کاغذ دیواری زیباست برای زیبا کردن دیوار یک وقت ما یک اثر هنری داریم این دو قفیمتش از ساعتی 4 دلار به ساعتی میلیون دلار تفاوت دارد امیدوار به اندازه کافی توضیح داده باشم تا متوجه بشوید یک اثر هنری به این سادگیها که یک گالری دار بگه اثرهنری نمیشه و نیاز به مدرک رسمی داره و مسیر چقدر سخت والا هممون الان با باز کردن دو تا گالری و یک مجله هنری و یک ایونت هنری همه میلیاردر بودیم
0
احتراما تا حدی با بعضی از نظرات شما موافقم اما در بعضی از نکات هم مخالف حرف شما هستم، برای تشخیص یک اثر هنری مثلا یک نقاشی لزوما نباید نقاش بود، مانند اینکه برای شناخت یک فیلم خوب و یک نقد علمی حتما نباید فیلمساز بود، از طرفی اگر سینما رو هنری کاملا با ذات دیکتاتوری قضاوت کنیم غلطه، شاید بعضی از فیلمسازها چنین باشن اما سینما با نظم و قوانین حرکت رو به جلو داره نه با دیکتاتوری، البته منکر این نیستم که گاهی برداشت های ذهنی فیلمسازها اشتباه بوده ولی در یک فیلم تاریخی یا هنری تیمی که محتوا و فرم رو برنامه ریزی میکنن تا پسا تولید اثر، بدون مطالعه و تحقیق و بدون مشاوران کاردان و کاربلد در اون رشته قدم از قدم بر نمیدارن چون یک فیلم مثل یک تابلو نقاشی نیست که در نهایت خالق اثر یک کبریت زیرش روشن کنه، فیلم چه مستند و چه داستانی بعد از پخش دیگه صاحبش همه مخاطبان هستن و نه خالق اثر، پس جایی برای اشتباه نمیمونه، اما در مورد قیمت گذاری یک اثر مثلا نقاشی در نهایت این مخاطبه که بهاش رو میپردازه و مخاطب که اغلب عوام پولدار هستن براشون نه اینکه برگه کارشناسی مهم نباشه ولی سلیقه فردی و اجتماعی پارادایم های ذهنیش رو بیشتر تشکیل میده،پس چه بسا ممکنه یک اثر شبه هنری شانس بیشتری نسبت به یک اثر هنری فاخر و تمام و کمال داشته باشه در دنیای فیلم هم همینه اونقد که همسفر شانس داره طبیعت بی جان شهید ثالث در انتخاب مخاطبان با اقبال رو به رو نمیشه، یا الان اونقد که نسل جوان تی ام و ری ری و تاک داون گوش میدن گمون نکنم به شوپن و بتهون و موسیقی ارزشمند کلاسیک و رمانتیک علاقه نشون بدن، به هر حال دوست نقاش من به قول پیر رند شیرازی، حافظ:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
0
اصلا اینجوری نیست که شما یک سطل رنگ بپاشی و یک اثر آرت درست کنی تشخیص اینکه آرت هست یا نه با حراجیها و گالریهای خاص بسیار بزرگ با پیشینه 300 ساله مثل کریستی هستش که با تمام موزها و کارشناسان و دانشگاه های بزرگ جهان در ارتباط و اون سند آرت بودن و امضا میکنه چیزی شبیه به گرفتن دکتری افتخاری برای یک تابلو و این فیلمها صرفا برای نشون دادن آرت مثل یک پکیج درامدزایی احمقانه که رنگ و بپاش میلیونر شو هستش چنین چیزی امکان پذیر نیست و آرت امروز غرب از هنری که ما داریم خیلی فاصله داره در واقع ما معنی هنر و حفظ کردیم و آنها کاملا به سمت بازارهای سنگین منتقدی و اساتید و کارشناسان با تجربه و بازارهای مالی بردن چیزی که ما نداریم و برای همین یکی از با ارزشترین گنجینه های ارز رسانی به کشور و از دست دادیم و آخرین کشی که سعی کرد این سیستم و در ایران راه بندازه فرح بود که زمان بهش اجازه نداد کارش و تمام کنه و بعداز انقلاب در ابتدا به دلیل مسائل مذهبی و بعد به دلیل پیچیدگیهای قوانین نانوشته فرهنگی هرگز این مسئله جدی بررسی نشد و سرمایه عظیم مالی کشور از دست داد با این همه استعداد فوق العاده میتونست از نفت بیشتر برای ما درامد داشته باشه
0