چهار گانگستر خردهپاستای اهل کپنهاگ سر یک رئیس بزرگ کلاه میگذارند: آنها ۴,۰۰۰,۰۰۰ کرون را که قرار بود برای او ببرند، بالا میکشند. آنها در تلاش برای فرار به بارسلونا، مجبور میشوند در حومه شهر و در خانهای قدیمی و مخروبه توقف کنند و چندین هفته در آنجا پنهان شوند. به مرور زمان، یکی پس از دیگری متوجه میشوند که دوست دارند همانجا بمانند و زندگی جدیدی را آغاز کنند.