در یک شب سرنوشتساز در سال ۱۹۵۹، چهار نفر در پی تصادف اتوبوس جان خود را از دست میدهند. آنها به عنوان روح به زندگی خود ادامه میدهند و ارواحشان به عنوان نگهبان، تا ابد با زندگی نوزادی که در لحظه مرگ آنها متولد شده پیوند میخورد. توماس کوچک بزرگ شده و به تاجری تبدیل میشود که خاطراتی از همبازیهای دوران کودکیاش دارد، اما تصور میکند آنها زاییده تخیلات بچگیاش بودهاند. وقتی ارواح متوجه میشوند برای رفتن به جهان آخرت به کمک توماس نیاز دارند، تصمیم میگیرند یک بار دیگر خود را نشان دهند.