شهری که به نظر میرسد نام خانوادگی همه اهالی آن جانسون است، در مسیر احداث راهآهن قرار دارد. هدلی لامار، یک زمینخوار غارتگر، برای تصاحب زمینهای آنها، مزدورانش را میفرستد تا زندگی را در این شهر غیرقابل تحمل کنند. پس از کشته شدن کلانتر، مردم شهر از فرماندار تقاضای یک کلانتر جدید میکنند؛ بنابراین هدلی او را متقاعد میکند تا اولین کلانتر سیاهپوست غرب را به آن شهر بفرستد.