چنگ، جوان چینی اهل سرزمین اصلی، به تایلند میرود تا در کنار پسرعموهای مهاجرش در یک کارخانه یخسازی کار کند. او با قولی که به خانوادهاش داده متعهد شده که هرگز وارد هیچ درگیری و دعوایی نشود. با این حال، وقتی اعضای خانوادهاش پس از ملاقات با مدیریت کارخانه یکی پس از دیگری ناپدید میشوند، معماها و فشارهای ناشی از آن او را مجبور میکند تا عهد خود را بشکند و با شرارتهای رئیس بزرگ مقابله کند.