فلینی علاقه شدید خود به دلقکها و دنیای سیرک را به تصویر میکشد؛ او ابتدا خاطرهای از دوران کودکیاش را هنگام ورود سیرک به نزدیکی خانهاش بازگو میکند. سپس به همراه گروه فیلمبرداری خود از ایتالیا به پاریس سفر میکند تا آخرین دلقکهای بزرگ اروپایی را که هنوز در این کشورها زنده هستند، پیدا کند. او همچنین با آنیتا اکبرگ ملاقات میکند که در یک سیرک تلاش دارد یک پلنگ بخرد.