اسپانیا، دهه ۱۹۸۰. فیلیپ یک پسر ده ساله فرانسوی است که با مادر باردارش، ماری، و پدرش، توماس، سفر میکند. نقشه پدر این است که آنها را به روستای محل رشد خود ببرد و پسرش را با ریشههای اسپانیاییاش آشنا کند. اما یک خرابی ناگهانی خودرو، این خانواده را به یک اوراقی در حومه شهری متروکه میکشاند، جایی که آنها با صاحبان آنجا، آلیسیا و میگل، روبهرو میشوند و ...