در سال ۱۷۵۰، یک واعظ زناکار به همراه گروهی از پیروان رنگارنگش از یک مستعمره کوچک بریتانیایی اخراج میشود؛ آنها راهی پایینرودخانه میشوند تا سکونتگاه جدید خود را در آن سوی مرزهای غربی بنا کنند.
در سال ۱۷۵۰، یک واعظ زناکار به همراه گروهی از پیروان رنگارنگش از یک مستعمره کوچک بریتانیایی اخراج میشود؛ آنها راهی پایینرودخانه میشوند تا سکونتگاه جدید خود را در آن سوی مرزهای غربی بنا کنند.
شهری که به نظر میرسد نام خانوادگی همه اهالی آن جانسون است، در مسیر احداث راهآهن قرار دارد. هدلی لامار، یک زمینخوار غارتگر، برای تصاحب زمینهای آنها، مزدورانش را میفرستد تا زندگی را در این شهر غیرقابل تحمل کنند. پس از کشته شدن کلانتر، مردم شهر از فرماندار …
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.