پس از جنگ جهانی دوم، آنتونیا و دخترش دانیل به زادگاه هلندی خود بازمیگردند، جایی که مادر مرحوم آنتونیا مزرعه کوچکی را برای او به ارث گذاشته است. در آن…
در زمستان سال ۱۸۹۱، غریبهای وارد شهر ساحلی کوچکی در جزیره من میشود. حضور او به زودی آرامش زندگی ساکنان محلی، به ویژه دختر زیبای کشیش را برهم میزند.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.