اسپانیا، ۱۸۱۲. دوک ولینگتون قصد دارد باداخوس را محاصره کند. یک چهره قاتل و بیرحم از گذشته شارپ، از زنی زیبا برای انتقام گرفتن از او استفاده میکند؛ شارپ اکنون پدر فرزند این زن است. شارپ دلایلی برای خوشحالی دارد؛ او برای اولین بار دخترش را در آغوش میگیرد و دوباره فرماندهی گروهان لایت را به همراه درجه کاپیتانی به دست میآورد. اما آیا خوشحالی او کوتاهمدت خواهد بود؟