استن درباره رفتن به باشگاه شبانه با اولی به همسرش دروغ میگوید، اما خانم لورل نقشه آنها را میشنود و دست هر دو را میخواند.
صفحه 35
استن درباره رفتن به باشگاه شبانه با اولی به همسرش دروغ میگوید، اما خانم لورل نقشه آنها را میشنود و دست هر دو را میخواند.
افسر پلیس، ادگار کندی، از سوی رئیس پلیس خود هشدار دریافت میکند که برای متوقف کردن موج سرقت در حوزه استحفاظیاش باید سارقان را دستگیر کند، در غیر این صورت اخراج خواهد شد.
استن و اولی، نوازندگان خیابانی، در چله زمستان و در یک محله بدنام هیچ موفقیتی در کسب درآمد ندارند. سازهای آنها در جریان دعوا با یک زن نابود میشود، اما به نظر میرسد با پیدا شدن یک کیف پول توسط استن، شانس به آنها رو کرده است.
ورل و هاردی فقیر و بیکار سرگرم ماهیگیری در بندر هستند که به طور تصادفی روزنامهای میبینند که در آن آگهی ای برای قرائت وصیت نامه ابنزل لرول ثروتمند نوشته شده است. لورل و هاردی به امید دریافت سهمی از ارث راهی خانه ابنزل لورل میشوند بی خبر از اینکه وی به قتل رس…
ورل و هاردی، نوازندگان دوره گرد در سرمای زمستان، به امید کسب درآمد در کنار خیابان مشغول نواختن اند که سازهایشان را در یک دعوا از دست میدهند. در همین زمان آنها یک کیف پول پیدا میکنند که به آنها شانس خوردن یک غذای گرم را میدهد. ولی شخص دیگری نیز در کمین کیف پ…
دو آواره و ولگرد در یک عمارت خالی مخفی می شوند ولی صاحبان آن عمارت وارد می شوند و قصد دارند آنجا را اجاره دهند .
سگ اندلسی یک فیلم سوررئالیستی آوانگارد اروپایی و محصول همکاری مشترک بین لوئیس بونوئل کارگردان و سالوادور دالی است.
استن و اولی، دو ملوان، با وجود اینکه پول کمی دارند، به دو زنی که در پارک ملاقات کردهاند پیشنهاد خرید نوشابه میدهند. خوشبختانه استن در یک دستگاه قمار برنده میشود و آنها پول کافی برای اجاره یک قایق در دریاچه را پیدا میکنند. آنها به زودی با قایقرانان دیگر …
استن و اولی در کالیفرنیا نقش فروشندگان دورهگرد درخت کریسمس را بازی میکنند. آنها در نهایت با مشتری بدخلق احتمالیشان، جیمز فینلیسون، وارد دعوایی فزاینده میشوند که منجر به نابودی خانه او و ماشین آنها در این درگیری میشود.
استن و اولی سعی میکنند در یک اتاق اجارهای بخوابند. اولی که سرما خورده است مدام سرفه میکند و استن هم خروپف میکند. به همین دلیل هر دو در خوابیدن مشکل دارند. آنها سعی میکنند مشکلات خود را حل کنند، اما این کار منجر به هرج و مرج کامل میشود.
دو مأمور وصول بدهی تلاش میکنند یک رادیوی کنسولی را مصادره کنند.
استنلی و اولی سرپرستی یک بز فراری را به عهده میگیرند، اما سر و صدا و بوی این بز، حرص صاحبخانه مشکوک آنها را درمیآورد.
استن و اولی در شغل خود به عنوان پیشخدمت (هاردی) و دربان (لورل) در یک هتل مجلل، بلوا به پا میکنند. آنها ناخواسته بخشی از لباس جین هارلو، ستاره جذاب موطلایی (در حضوری کوتاه) را از تنش خارج میکنند و بارها یک نجیبزاده افادهای را به درون چاهک خالی آسانسور هدای…
استن و اولی، محکومان فراری، هنگام تعویض لباس در ماشین فرار، به اشتباه شلوارهای یکدیگر را میپوشند. آنها بقیه فیلم را صرف تلاش برای تعویض شلوارهایشان در موقعیتهای مختلف و عجیب میکنند.
اولیور قرار است ثروت هنگفتی از عموی پولدارش، برنال، به ارث ببرد، به شرطی که ازدواج موفقی داشته باشد. اما وقتی همسر اولیور درست قبل از ملاقات عمو برنال خانه را ترک میکند، استنلی مجبور میشود با پوشیدن لباس زنانه، نقش همسر دوستداشتنی اولیور را بازی کند.
لورل و هاردی تلاش میکنند تا بدون اطلاع همسر هاردی، از یک زن همسایه پذیرایی و پذیرایی کنند.
استن و اولی، کارگران اصطبل، از یک اسب اصیل به نام «پسر آبی» مراقبت میکنند. اما وقتی میشنوند دو مرد درباره پاداش ۵۰۰۰ دلاری برای بازگرداندن «پسر آبی» دزدیدهشده صحبت میکنند، متوجه نمیشوند که منظور آنها یک تابلوی نقاشی است، نه اسب. آنها اسب را به خانه مالک…
ساعت نیمهشب را مینوازد، خفاشها از برج ناقوس پرواز میکنند، سگی به ماه کامل پارس میکند و دو گربه سیاه در قبرستان با هم میجنگند: زمان مناسبی برای چهار اسکلت تا بیرون بیایند و کمی برقصند.
پرترهای شاعرانه از آمستردام و تغییر چهره آن در طول بارش باران.
استن و اولی که نوازنده هستند، بوسیله ی قطار به محل اجرای بعدیشان در پوتسویل پنسیلوانیا که یک محل نمایش بسیار معروف در زمان خود است، سفر می کنند. در داخل قطار آن ها وارد واگن اشتباهی می شوند و…
لورل و هاردی به اتهام درگیری روانه زندان شده و به اردوگاه کار اجباری فرستاده می شوند ...
میکی ماوس در حال هدایت یک کشتی بخار، با ساختن سازهای موسیقی از حیوانات موجود در عرشه، مسافر خود، مینی ماوس را به وجد میآورد.
دکتر بنچلی در حال سخنرانی برای انجمن بانوان درباره عادات تولیدمثل پولیپ، یک موجود آبزی کوچک، است. اگرچه او نمیتواند نمونههای زنده خود را نشان دهد، اما مجموعهای از تصاویر این موجودات را آماده کرده است. او توضیح میدهد که این موضوع به دلیل توانایی پولیپها در…
دختری فقیر در شب سال نو تلاش میکند تا کبریتهایش را بفروشد. او که از سرما میلرزد و موفق به فروش کالاهایش نشده، در گوشهای پناه میگیرد. با کشیدن یک کبریت برای گرم شدن، شعله آن تصاویری از دنیای فراتر را به او نشان میدهد.
923 عنوان، صفحه 35 از 39
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.